اصلاحات قانون مالیات مستقیم (در مورد مالیات بر ارث) در سال ۹۵

 

قبل از مطالعه این مطلب ذیل باید توجه کرد : – تغييرات صورت گرفته در قانون ماليات بر ارث از ابتداي سال95 اجرايي شده است

و براي متوفيان قبل از سال ۹۵، مقررات قبل از اصلاحيه جاري است و وراث متوفي تا پايان سال ۱۳۹۴ کمافي السابق مکلفند اظهارنامه مالياتي را ظرف ۶ ماه ازتاريخ فوت متوفي به اداره امور مالياتي تسليم و حداکثر ظرف مدت ۳ ماه پس از انقضاي مهلت تسليم اظهارنامه، ماليات متعلق را پرداخت نمايند. همچنين محاسبه ماليات مربوط نيز مطابق مقررات قبل از اصلاحيه قانون صورت مي گيرد

1-سپرده‌هاي متوفي نزد بانک‌ها و مؤسسات اعتباري مجاز براي وراث طبقه اول به ميزان ۳درصد مشمول ماليات است ولي اين امر براي سپرده‌هاي نزد مؤسسات غيرمجاز به نرخ ۱۰ درصد مشمول ماليات مي‌باشد.


2- در خصوص ماليات املاک: معادل (یک و نیم)برابر نرخ مذکور در ماده ۵۹ قانون مذکور به ماخذ ارزش معاملاتي و يا به ماخذ ارزش روز حق واگذاري حسب مورد در تاريخ ثبت انتقال به نام وراث

3 –و همچنين در مورد سهام، سهم الشرکه و حق تقدم آنها ۱.۵برابر نرخ هاي مذکور در مقررات تبصره۱ ماده ۱۴۳ و ماده ۱۴۳ مکرر قانون طبق مقررات مذبور در تاريخ ثبت انتقال به نام وراث، مشمول ماليات مي باشد.

ماده 59 [ 1] نقل و انتقال قطعی املاک به مأخذ ارزش معاملاتی و به نرخ پنج درصد(5%) و همچنین انتقال حق واگذاری محل به مأخذ وجوه دریافتی مالک یا صاحب حق و به نرخ دو درصد (2%) در تاریخ انتقال از طرف مالکان عین یا صاحبان حق مشمول مالیات می‌باشد [2].

تبصره 1:

چنانچه برای مورد معامله ارزش معاملاتی تعیین نشده باشد ، ارزش معاملاتی نزدیکترین محل مشابه مبنای محاسبه مالیات خواهد بود .

تبصره 2:

حق واگذاری محل از نظر این قانون عبارت است از حق کسب یا پیشه یا حق تصرف محل یا حقوق ناشی از موقعیت تجاری محل .)

ماده 143

 از هر نقل و انتقال سهام و حق تقدم سهام شرکتها اعم از ایرانی و خارجی در بورسها یا بازارهای خارج از بورس دارای مجوز ، مالیات مقطوعی به میزان نیم درصد (0.5%) ارزش فروش سهام و حق تقدم سهام وصول خواهد شد و از این بابت وجه دیگری به عنوان مالیات بر درآمد نقل و انتقال سهام و حق تقدم سهام و مالیات بر ارزش افزوده خرید و فروش مطالبه نخواهد شد . کارگزاران بورسها و بازارهای خارج از بورس مکلفند مالیات یاد شده را به هنگام هر انتقال از انتقال دهنده وصول و به حساب تعیین شده از طرف سازمان امور مالیاتی کشور واریز نمایند و ظرف ده روز از تاریخ انتقال ، رسید آن را به همراه فهرستی حاوی تعداد ومبلغ فروش سهام و حق تقدم مورد انتقال به اداره امور مالیاتی محل ارسال کنند .

تبصره 1:

تمامی درآمدهای صندوق سرمایه‌گذاری در چارچوب این قانون و تمامی درآمدهای حاصل از سرمایه‌گذاری در اوراق بهادار موضوع بند (24) ماده (1) بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب 1384 [ 2] و درآمدهای حاصل از نقل و انتقال این اوراق یا درآمدهای حاصل از صدور و ابطال آنها از پرداخت مالیات بر درآمد و مالیات بر ارزش افزوده موضوع قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1387/3/2 معاف می‌باشد و از بابت نقل و انتقال آنها و صدور و ابطال اوراق بهادار یاد شده مالیاتی مطالبه نخواهد شد .

قانون براي محاسبه ماليات وراث طبقه اول کاهش اساسي داشته است و همچنين نرخ‌هاي طبقه دوم و سوم به ترتيب معادل ۲ و ۴ برابر نرخ وراث طبقه اول مي‌باشد.

ماده 17 [1] اموال و دارایی‌هایی که در نتیجه فوت شخص اعم از فوت واقعی یا فرضی انتقال می‌یابد، به شرح زیر مشمول مالیات است:
۱ـ نسبت به سپرده‌های بانکی، اوراق مشارکت و سایر اوراق بهادار به‌استثنای موارد مندرج در بند
(۲) این ماده و سودهای متعلق به آنها و همچنین سود سهام و سهم‌الشرکه تا تاریخ ثبت انتقال به نام وراث و یا پرداخت و تحویل به آنها به نرخ سه درصد(۳%).
۲ـ نسبت به سهام و سهم‌الشرکه و حق تقدم آنها یک و نیم
(1.5) برابر نرخهای مذکور در تبصره(۱) ماده(۱۴۳) و ماده(۱۴۳مکرر) این قانون طبق مقررات مزبور در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث.
۳ـ نسبت به حق‌الامتیاز و سایر اموال و حقوق مالی که در بندهای مذکور به آنها تصریح نشده است، به نرخ ده‌درصد
(۱۰%) ارزش روز در تاریخ تحویل یا ثبت انتقال به نام وراث.
۴ـ نسبت به انواع وسایل نقلیه موتوری، زمینی، دریایی و هوایی به نرخ دودرصد
(۲%) بهای اعلامی توسط سازمان امور مالیاتی کشور در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث.
۵ ـ نسبت به املاک و حق واگذاری محل یک‌ونیم
(1.5) برابر نرخهای مذکور در ماده(۵۹) این قانون به مأخذ ارزش معاملاتی املاک و یا به مأخذ ارزش روز حق واگذاری حسب مورد، در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث.
۶ـ نسبت به اموال و دارایی‌های متعلق به متوفای ایرانی که در خارج از کشور واقع شده است پس از کسر مالیات بر ارثی که از آن بابت به دولت محل وقوع اموال و دارایی‌ها پرداخت شده است به نرخ ده‌درصد
(۱۰% ) ارزش ماترک که مأخذ محاسبه مالیات بر ارث در کشور محل وقوع مال قرار گرفته است. در صورت عدم شمول مالیات بر ارث در کشور مزبور به مأخذ ارزش روز انتقال یا تحویل به نام وراث.
تبصره۱:
محاسبه و اخذ مالیات بر ارث در مورد متوفیان قبل از لازم‌الاجراء شدن این قانون
(1395/1/1) اعم از اینکه پرونده مالیاتی برای آنها تشکیل شده یا نشده باشد، مشمول حکم این ماده نخواهد بود.
تبصره۲:
نرخهای مذکور در این ماده مربوط به وراث طبقه اول است
. در صورتی که وراث طبقات دوم و سوم باشند، نرخهای مذکور در این ماده به ترتیب دو و چهار برابر خواهد شد.
تبصره۳:
درصورتی که متوفی و وراث، تبعه خارجی باشند، اموال و دارایی‌های متوفی که در ایران واقع است، مشمول مالیات به نرخ وراث طبقه اول خواهد بود
.
تبصره۴:
در مواردی که وراث سهم خود از اموال موضوع بندهای
(۲)، (۴) و (۵) این ماده را به اشخاص ثالث یا وراث دیگر انتقال دهند، علاوه بر مالیات بر ارث به شرح این فصل، مشمول مالیات طبق مقررات فصول مربوط خواهند بود.
تبصره۵:
حقوق ناشی از عقود اجاره به شرط تملیک با بانکها و سایر نهادهای مالی و اعتباری، نسبت به عرصه و اعیان املاک بر اساس ارزش معاملاتی در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث محاسبه خواهد شد

4-همچنين در خصوص نحوه ارائه اظهارنامه ماليات بر ارث،

مطابق اصلاحيه قانون ماليات‌هاي مستقيم، ارائه اظهارنامه مالياتي ظرف يک سال از تاريخ فوت متوفي صرفاً به منظور کسر ديون محقق متوفي، هزينه‌هاي کفن و دفن در حدود عرف و عادت و واجبات مالي و عبادي در حدود قواعد شرعي از ماترک مي‌باشد. در غيراينصورت (عدم ارائه اظهارنامه ظرف يک سال از تاريخ فوت) در زمان تحويل يا انتقال اموال و دارايي‌هاي متوفي به وراث، ماليات متعلقه بدون کسر موارد مذکور مطالبه و وصول خواهد شد.

5-در صورت ارائه اظهارنامه در موعد مقرر قانوني، مازاد اموال و دارايي‌ها نسبت به ديون محقق و هزينه هاي مذکور در زمان تحويل يا انتقال مشمول ماليات مي باشد.

6-با توجه آيين نامه اجرايي موضوع تبصره ۲ ماده ۲۶ قانون،کسر ديون محقق متوفي، هزينه‌هاي کفن و دفن در حدود عرف و عادت و واجبات مالي و عبادي حداکثر تا سقف ارزش اموال و دارايي‌هاي ابراز شده دراظهارنامه امکان پذير است، بنابراين بايد در موارد تسليم اظهارنامه کليه ماترک متوفي و ارزش روز زمان فوت اظهارشود.

7- آیین نامه اجرایی ماده 26 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم مصوب 1394

ماده 1 در این ایین نامه اصطلاحات زیر در معانی مشروح بکار می روند:

الف قانون مالیات های مستقیم مصوب 1336و اصلاحیه های بعدی آن

ب تابعیت : به ترتیب مقرر در قانون مدنی

پ اقامتگاه : به ترتیب مقرر در قانون مدنی
تاداره امور مالیاتی صلاحیت‎دار: اداره امور مالیاتی که آخرین اقامتگاه قانونی متوفی در محدوده آن واقع شده است. اگر متوفی در ایران مقیم نبوده، اداره امور مالیاتی مربوط در تهران خواهد بود. 
ثفوت فرضی: مطابق تعاریف و شرایط مقرر در قانون مدنی و قانون امور حسبی.
ج مؤدی : اشخاص موضوع صدر ماده (26) قانون (وراث متوفی(منفردا یا مجتمعا) یا ولی یا امین یا قیم یا نماینده قانونی آنها).
چاظهارنامه : نمونه کاربرگی (فرمی) که حداقل شامل اطلاعات هویتی و مکانی متوفی و وراث و اموال و دارایی‎ها و بدهی‎ها، هزینه‏های کفن و دفن و واجبات مالی و عبادی و دیون محقق متوفی که توسط سازمان امور مالیاتی کشور تهیه و در دسترس مودیان قرار می گیرد

ماده 2- اداره امور مالیاتی صلاحیت‎دار مکلف است اظهارنامه‎هایی که در موعد مقرر (حداکثر یکسال از تاریخ فوت متوفی) تسلیم شده باشد، رسیدگی و نسبت به ارزیابی اموال، دارایی‎ها و بررسی بدهی‎های متوفی بشرح زیر اقدام نماید:

الفمبنای ارزیابی اموال و دارایی ها، ارزش روزآنهادر زمان فوت می باشد
بمرجع اعلام ارزش سهام متوفی در شرکت‎های پذیرفته شده در بورس و بازارهای خارج از بورس، سازمان بورس و اوراق بهادار می‎باشد. در مورد سهام و سهم‎الشرکه و حقوق مالی متوفی در سهام و سهم‎الشرکه سایر اشخاص حقوقی ارزش آن بر اساس رسیدگی اداره امور مالیاتی صلاحیتدار تعیین خواهد شد. 
پمبنای ارزیابی ارزش روز اموال و دارایی‎ها به تاریخ فوت متوفی بر اساس تحقیقات اداره امور مالیاتی صلاحیت‎دار است. در مورد ساختمانهایی که با توجه به نوع مصالح یا طرز معماری خاص دارای ارزش فوق‎العاده هستند و همچنین در ارزیابی جواهر و اشیای نفیس و سایر موارد خاص، از نظر کارشناس یا کارشناسان رسمی و متخصص یا متخصصین امر استفاده می‎شود. در این صورت هزینه مربوط توسط سازمان امور مالیاتی کشور پرداخت خواهد شد.
تدر مورد سپردهای نزد بانک‎ها و موسسات مالی و اعتباری و اوراق مشارکت و سایر اوراق بهادار، اصل مبلغ سپرده یا اوراق و سود متعلقه پرداخت نشده تا تاریخ فوت متوفی ملاک می‎باشد.
ثدر مورد اموال و دارایی‎هایی که بصورت اجاره به شرط تملیک می‎باشد مبلغ بدهی بابت اصل تسهیلات و سود و کارمزد معوق تا زمان فوت در صورتی که مستند به مدارک و اسناد مثبته قانونی باشد به عنوان بدهی پذیرفته می‎شود.
جواجبات مالی و عبادی در حدود قواعد شرعی با ارایه تاییدیه و تسویه مربوط از مراجع ذی‎ربط و همچنین هزینه‎های کفن و دفن در حدود عرف و عادت.
چسایر بدهی‎های متوفی مستند به مدارک و اسناد مثبته قانونی که اصالت آن مورد تایید اداره امور مالیاتی صلاحیت‎دار قرار گیرد.
تبصره1- در مواردی که برای یک پرونده چند اظهارنامه از طرف مؤدی در موعد مقرر قانونی تسلیم شده باشد و یا مؤدی نسبت به تسلیم اظهارنامه اصلاحی در موعد مقرر قانونی اقدام نموده باشد، اداره امور مالیاتی صلاحیت دار مکلف به رسیدگی و ارزیابی کلیه اظهارنامه‏های مذکور با رعایت مقررات مربوط می‏باشد.
تبصره 2- ارایه گواهی حصر وراثت، توسط مؤدی، برای رسیدگی به پرونده مالیاتی ضروری است. در صورت دسترسی به گواهی مذکور از طریق سامانه الکترونیکی مرجع صادر کننده، ضرورتی به تسلیم آن توسط مؤدی نمی باشد.
تبصره 3 – اداره امور مالیاتی صلاحیت دار رسیدگی کننده به اظهارنامه مؤدی موظف است با رعایت قوانین و مقررات مربوط، اموال و دارایی اظهارنشده متوفی را شناسایی و نسبت به ارزیابی آنها اقدام نماید.
تبصره 4- دیون، واجبات مالی و عبادی و هزینه کفن و دفن متوفی حداکثر تا سقف ارزش اموال و دارایی‎های ابراز شده در اظهارنامه تسلیمی در موعد مقرر با رعایت ترتیبات مقرر در بند (ب) ماده (26) قانون (اعم از اموال و دارایی‌های ابراز شده یا شناسایی شده توسط اداره امور مالیاتی صلاحیت دار) کسر می‎گردد.
تبصره 5- موارد مصرح در صدر ماده (21) و مواد (24) و (25) قانون، از شمول ارزیابی ماترک خارج می‎باشد.
تبصره 6- اداره امور مالیاتی صلاحیت‏دار موظف است نتیجه رسیدگی و ارزیابی خود را طی کاربرگ (فرم) ارزیابی اموال و دارایی‎ها و بدهی‎های موضوع ماده (26) قانون که توسط سازمان امور مالیاتی کشور تهیه می‎گردد به مؤدی ابلاغ نماید.
ماده 3 –گواهی بند (ج) موضوع ماده (26) قانون، به درخواست مؤدی و پس از ارزیابی و رسیدگی اداره امور مالیاتی صلاحیت‎دار، به شرح زیر صادر می‎گردد: 
الفدر مواردی که ارزش اموال و دارایی‎های ارزیابی شده کمتر و یا مساوی دیون محقق متوفی، واجبات مالی و عبادی و هزینه کفن و دفن باشد در این صورت اموال و دارایی‎هایی که مورد ارزیابی واقع شده‎اند، مشمول مالیات موضوع ماده (17) قانون نبوده و گواهی موضوع بند (ج) این ماده به عنوان مراجع ذی‎ربط صادر خواهد شد. 
بدر مواردی که ارزش اموال و دارایی‎های ارزیابی شده بیشتر از دیون محقق متوفی، واجبات مالی و عبادی و هزینه کفن و دفن باشد در این صورت جمع کل دیون محقق متوفی، واجبات مالی و عبادی و هزینه کفن و دفن به ترتیب از ارزش روز (ارزش ارزیابی شده ) اموال و دارایی‎های موضوع بند‎های (1)، (2)، (3)، (4) و (5) ماده (17) قانون کسر و نسبت به آن بخش از اموال و دارایی‎هایی که به ترتیب مذکور معادل ارزش دیون محقق متوفی، واجبات مالی و عبادی و هزینه کفن و دفن می‎باشد، گواهی موضوع بند (ج) این ماده به عنوان مراجع ذی‎ربط صادر خواهد شد.
تبصره 1- در مواردی که کسر دیون محقق متوفی، واجبات مالی و عبادی و هزینه کفن و دفن با رعایت بندهای مذکور در ماده (17) قانون بخشی از یک بند از اموال دارایی‎های موضوع ماده یادشده باشد، در این صورت انتخاب اموال و دارایی مورد نظر برای کسر موارد مذکور در آن ردیف با مؤدی می‎باشد. 
تبصره 2- نمونه کاربرگ (فرم) گواهی موضوع ماده (26) قانون توسط سازمان امور مالیاتی کشور تهیه می‎گردد. در گواهی صادره ‎باید حداقل اطلاعات مربوط به نوع اموال و دارایی‎ها، مشخصات متمایزکننده آن دارایی و ارزش آنها در روز فوت درج گردد.

8- در خصوص گواهي ماليات بر ارث، اشخاص موضوع ماده ۳۴


ماده 2- اشخاص مذکور در ماده (34) قانون، تکلیفی درخصوص دریافت گواهی موضوع این آیین نامه از مؤدیانی که حسب ماده (26) قانون نسبت به تسلیم اظهارنامه مالیاتی در موعد مقرر قانونی اقدام کرده اند و گواهی های موضوع ماده فوق را در خصوص اموال و دارایی‌های متوفی دریافت کرده اند، برای همان اموال و دارایی‌ها ندارند. 

تبصره در مواردی که در اجرای بند (ب) ماده (26) قانون، بخشی از ارزش یک مال پس از کسر دیون محقق، واجبات مالی و عبادی و هزینه کفن و دفن، مشمول مالیات نشود، باقیمانده آن مال به نسبت ارزش کل مال مزبور در زمان فوت، به مأخذ و نرخ‌های بندهای (1) تا (5) ماده (17) قانون مشمول مالیات خواهد بود. 

ماده 3- مؤدیانی که حسب ماده (26) قانون نسبت به تسلیم اظهارنامه مالیاتی در موعد مقرر قانونی اقدام نکرده‏اند، مکلفند قبل از دریافت یا انتقال و یا ثبت اموال و دارایی‏های فوق، گواهی موضوع ماده (34) قانون را دریافت نمایند. حکم این ماده در مورد مؤدیانی که گواهی موضوع ماده مذکور را برای تمام یا قسمتی از اموال و دارایی‏های متوفی دریافت نکرده‏اند نیز جاری است. 

تبصره 1- مؤدیان ‏باید نسبت به تسلیم گواهی حصر وراثت برای دریافت گواهی موضوع ماده (34) قانون اقدام نمایند. در صورتی که گواهی مذکور از طریق مراجع ذی‏ربط به سازمان ارسال شده باشد، نیاز به تسلیم مجدد آن توسط مؤدی نمی‏باشد. 

تبصره 2- اشخاص موضوع تبصره (3) ماده (17) قانون، مکلف به ارایه تأییدیه اداره کنسولی وزارت امورخارجه برای تعیین تابعیت وراث و متوفی می‏باشند. 

ماده 4- در اجرای ماده (39) قانون و تبصره آن، چنانچه حسب رسیدگی اداره امور مالیاتی صلاحیت‌دار، به اشخاص مذکور در این ماده مالیاتی تعلق نگیرد و یا مالیات متعلق را پرداخت کرده باشند، اداره امور مالیاتی صلاحیت دار مکلف است بنا به درخواست متقاضی، گواهی موضوع ماده (34) قانون را صادر کند. 

ماده 5- اشخاص مذکور در ماده (34) قانون، مطابق حکم ماده مذکور مجاز نخواهند بود قبل از أخذ گواهی پرداخت مالیات مذکور در این آیین‏نامه و یا گواهی موضوع بند (ج) ماده (26) قانون، اموال و دارایی‏های متوفی را به وراث یا موصی‏له تسلیم کنند و یا به نام آنها ثبت یا تقسیم و یا معاملاتی راجع به اموال و دارایی‏های مزبور انجام دهند. 

تبصره اموال موضوع بندهای (1) و (2) و (3) و (4) ماده (24) قانون، مشمول مقررات این آیین‏نامه نخواهند بود. 

ماده 6- اداره امور مالیاتی صلاحیت‌دار موظف است در صورت تخلف اشخاص مذکور در ماده (34) قانون (به استثنای اشخاص موضوع بندهای (2) و (6) ماده (34) و اشخاص موضوع بندهای (1) و (2) ماده (2) قانون) باتوجه به مسئولیت تضامنی آنان با مؤدی، طبق مقررات این قانون نسبت به مطالبه مالیات و جرایم متعلقه از آنان اقدام کند. 

تبصره سازمان در صورتی‏که به مواردی از عدم ارسال حکم یا انتقال اموال بدون أخذ مفاصا حساب مالیاتی از سوی محاکم دادگستری، ادارات اجرای احکام دادگستری، ادارات ثبت اسناد و املاک کشور، سازمان اوقاف و امورخیریه و اداره سرپرستی صغار و محجورین، صندوق های دادگستری، صندوق‏های ادارات ثبت اسناد و املاک کشور و اشخاص موضوع بندهای (1) و (2) ماده (2) قانون برخورد نماید، موظف است تخلف کارکنان مقصر و شرکا و معاونان آنها را برای اعمال مجازات‏های موضوع این ماده به دستگاه اجرایی ذی‏ربط و مراجع قضایی حسب مورد گزارش و یا اقامه دعوا کند. 

ماده 7- اشخاص مذکور در ماده (34) قانون مکلفند در صورت استعلام سازمان یا اداره امور مالیاتی صلاحیت‏دار، مشخصات اموال و دارایی‏های متوفی نزد خود را به سازمان یا اداره مذکور حسب مورد اعلام کنند. 

ماده 8- در موارد درخواست گواهی موضوع ماده (34) قانون، اداره امور مالیاتی موظف است پس از بررسی و رسیدگی‏های لازم نتیجه رسیدگی را در قالب کاربرگی (فرمی) که حداقل در برگیرنده اطلاعات هویتی، نوع و ارزش اموال و دارایی‏ها، نرخ و مبلغ مالیات متعلق باشد به مؤدی ابلاغ و در صورت پرداخت مالیات، گواهی موضوع ماده مذکور را جهت ارایه به مرجع ذی‏ربط صادر کند. 

ماده 9- گواهی موضوع ماده (34) قانون توسط اداره امور مالیاتی صلاحیت‏دار برای هر یک از اموال و دارایی‏ها به تفکیک به صورت موردی و ظرف مدت یک هفته پس از پرداخت مالیات متعلق صادر خواهد شد. 

ماده 10- اعتبار گواهی موضوع ماده (34) قانون حسب مورد تا تاریخ تحویل، ثبت، انتقال و یا معامله اموال و دارایی برای ذی‌نفع یا ذی‌نفعان مندرج در گواهی مذکور می‏باشد. 

ماده 11 – در مواردی که مؤدی در اجرای مقررات ماده (26) قانون، نسبت به تسلیم اظهارنامه در موعد مقرر قانونی اقدام کرده باشد، در موارد درخواست صدور گواهی موضوع ماده (34) قانون چنانچه مال و دارایی موردنظر در اظهارنامه و یا رسیدگی اداره امور مالیاتی در اجرای ماده (26) قانون منظور نشده باشد، ابتدا ‏باید نسبت به اصلاح رسیدگی و ارزیابی اموال و دارایی‏ها و گواهی صادره در اجرای ماده مذکور اقدام و سپس مالیات متعلق با رعایت مقررات ماده (17) قانون تعیین شود. 

ماده 12 – سپرده‏ها و سودهای متعلق متوفی نزد بانک‏ها و اشخاص موضوع تبصره ماده (145) قانون، به نرخ بند (1) ماده (17) قانون و سپرده‏ها و سودهای متعلق متوفی نزد سایر اشخاص به نرخ مذکور در بند (3) ماده (17) قانون تحت عنوان سایر اموال و دارایی مشمول مالیات است. ماده 13- چنانچه درخصوص میزان مالیات مشخصه بین مؤدی و اداره امور مالیاتی اختلاف باشد، پس از پرداخت مالیات تعیین شده، ضمن صدور گواهی موضوع ماده (34) قانون، اعتراض مؤدی قابل طرح در مراجع حل اختلاف مالیاتی موضوع مواد (216)، (238)، (244)، (247)، (251) و (251) مکرر قانون می باشد. در صورتی که طبق رأی قطعی مراجع مذکور، مشخص شود مالیاتی اضافه پرداخت شده است، اضافه پرداختی مالیات با رعایت مقررات مسترد خواهد شد. 

ماده 14 – در مواردی که مؤدی بدون انتقال اموال و دارایی متوفی به نام خود، قصد انتقال اموال و دارایی به اشخاص ثالث یا وراث دیگر را داشته باشد، علاوه بر پرداخت مالیات موضوع فصل مالیات بر ارث و صدور گواهی موضوع ماده (34) قانون، مطابق مقررات مربوط مشمول مالیات نقل و انتقال مربوط به آن اموال و دارایی‏ها نیز می‏باشد. 

ماده 15 – چنانچه قبل از تحویل و یا انتقال اموال و دارایی‏های متوفی به وراث، یکی یا تعدادی از ورثه فوت شوند، در این حالت با توجه به مقررات این آیین‏نامه و آیین‏نامه موضوع ماده (26) قانون، کلیه اقدامات برای دو یا چند متوفی به صورت جداگانه انجام و محاسبه می‏شود. 

ماده 16 – نمونه کاربرگ (فرم) گواهی‏های موضوع ماده (34) قانون، توسط سازمان تهیه و در اختیار متقاضیان قرار میگیرد.

8 – قانون ماليات‌ها از جمله بانک‌ها، ادارات ثبت اسناد و املاک، دفاتر اسناد رسمي، نهادهاي عمومي غيردولتي، شرکت‌ها، صندوق‌هاي دادگستري و صندوق‌هاي ادارات ثبت اسناد و املاک کشور براي تحويل و انتقال اموال و دارايي‌هاي متوفي به نام وراث يا ساير اشخاص مي‌بايست گواهي پرداخت يا عدم شمول ماليات بر ارث را از اداره

امور مالیات در یافت کنند
9 –در خصوص جرائم ناشي از دريافت نکردن گواهي عدم شمول ماليات، : اشخاص موضوع ماده ۳۴ قانون

ماده 24 [1] اموال زیر ازشمول مالیات این فصل خارج است:

1. وجوه بازنشستگی و وظیفه و پس انداز خدمت و مزایای پایان خدمت ، مطالبات مربوط به خسارت اخراج ، بازخرید خدمت و مرخصی استحقاقی استفاده نشده و بیمه‌های اجتماعی و نیز وجوه پرداختی توسط موسسات بیمه یا بیمه‌گزار و یا کارفرما از قبیل انواع بیمه‌های عمر و زندگی، خسارت فوت و همچنین دیه و مانند آنها حسب مورد که یک جا و یابطور مستمر به ورثه متوفی پرداخت می‌گردد .

2. اموال منقول متعلق به مشمولین بند (4) ماده (39) قرارداد وین مورخ فروردین ماه 1340 و ماده (51) قرارداد وین مورخ اردیبهشت ماه 1342 و بند (4) ماده (38) قرارداد وین مورخ اسفند ماه 1353 با رعایت شرایط مقرر در قرارداد مزبور با شرط معامله متقابل .

3. اموالی که برای سازمان‌ها و موسسه‌های مذکور در ماده (2) این قانون مورد وقف یا نذر یا حبس واقع گردد به شرط تایید سازمان‌ها و موسسه‌های مذکور .

4. اثاث‌البیت محل سکونت متوفی.

در صورت تخلف علاوه بر مسئوليت تضامني معادل ارزش مال مشمول وراث نسبت به پرداخت ماليات و جرايم

متعلق مشمول جریمه ای معادل دو برابر مالیات متعلق می شوند.


با توجه به تاکید رئيس کل سازمان امور مالياتي کشور، در مورد بانک‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات دولتي، متخلف،

شرکا و معاونان وی در تخلف مسئولیت تضامنی دارند .


10 – با اشاره به اينکه براي اخذ گواهي ماده ۳۴ قانون ارائه گواهي حصر وراثت الزامي است: براي صدور گواهي حصر وراثت با توجه به حذف ماده ۳۱ قانون نيازي به تسليم اظهارنامه براي افرادي که از ابتداي سال ۱۳۹۵ به بعد فوت مي کنند، نيست و دادگاه‌ها مي‌توانند براي اين متوفيان بدون اخذ گواهي نسبت به صدور گواهي حصر وراثت اقدام نمايند.

11- نمونه فرم اظهارنامه مالياتي و همچنين درخواست گواهي موضوع ماده ۳۴ قانون توسط سازمان امور مالياتي

طراحی و به نحو مقتضی در دسترس مودیان قرار می گیرد.



12 – در خصوص موارد عدم شمول ماليات بر ارث که در ماده ۲۴ مشخص شده است،

ماده 24 [1] اموال زیر ازشمول مالیات این فصل خارج است:

1. وجوه بازنشستگی و وظیفه و پس انداز خدمت و مزایای پایان خدمت ، مطالبات مربوط به خسارت اخراج ، بازخرید خدمت و مرخصی استحقاقی استفاده نشده و بیمه‌های اجتماعی و نیز وجوه پرداختی توسط موسسات بیمه یا بیمه‌گزار و یا کارفرما از قبیل انواع بیمه‌های عمر و زندگی، خسارت فوت و همچنین دیه و مانند آنها حسب مورد که یک جا و یابطور مستمر به ورثه متوفی پرداخت می‌گردد .

2. اموال منقول متعلق به مشمولین بند (4) ماده (39) قرارداد وین مورخ فروردین ماه 1340 و ماده (51) قرارداد وین مورخ اردیبهشت ماه 1342 و بند (4) ماده (38) قرارداد وین مورخ اسفند ماه 1353 با رعایت شرایط مقرر در قرارداد مزبور با شرط معامله متقابل .

3. اموالی که برای سازمان‌ها و موسسه‌های مذکور در ماده (2) این قانون مورد وقف یا نذر یا حبس واقع گردد به شرط تایید سازمان‌ها و موسسه‌های مذکور .

4. اثاث‌البیت محل سکونت متوفی.

وجوه بازنشستگي و وظيفه و مزاياي پايان خدمت، بازخريد خدمت مرخصي، اموالي که براي سازمان‌ها و مؤسسات ذکر شده در ماده۲ قانون مورد وقف، نذر يا حبس واقع شده و همچنين اثاث البيت محل سکونت متوفي از جمله

ایم موارد هستند.


13 – وراث طبقات اول و دوم نسبت به اموال شهداي انقلاب اسلامي مشمول ماليات بر ارث نخواهندبود.

نکاتی در مورد ارث

علیرغم اینکه برخی از عوام تصور می کنند که چون والدینشان متمول هستند ، توقع دارند که در زمان حیات قدرالسهم ارثیه خود را از وی دریافت کنند، این  تعبیر بسیار غلط است زیرا بحث ارث  در حقوق  مسئله ای است که بعد از فوت مطرح می شود ودارای آثار حقوقی است، نه در زمان حیات شخص زنده .

قانون مدنی در این خصوص چنین بیان می کند : ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث تحقق پیدا می کند 2 –  در مورد افرادی که غایب مفقود الاثر هستند ما ترک آنها بعد از اثبات فوت آنها میان وراث تقسیم می شود . و ماده  قانون مدنی در این خصوص بیان می کند : اموال غایب مفقود الاثر تقسیم نمی شود مگربعد از ثبوت فوت او یا انقضای مدتی که عادتاٌ چنین شخصی نمی ماند و در مورتاریخ غایب مفقود الاثر در ماده 1011 در این قانون چنین آمده :

غایب مفقود الاثر کسی است که از غیبت او مدت بالنسبه مدیدی گذشته  و از او هیچ خبری نباشد . و در مورد اینکه  شخصی مدتهای مدیدی غایب باشد قانون مدنی نیز در این خصوص تعیین تکلیف نموده است، چنانجه مطابق ماده 1020 این قانون در بند 1 وقتی ده سال تمام از تاریخ آخرین خبری که از حیات غایب رسیده است، گذشته باشد . و بند 2 : وقتی  یک نفر به عنوانی از عناوین جز قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام ازتاریخ انعقاد صلح بگذرد بدون اینکه خبری از او برسد. هر گاه جنگ منتهی به انعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور پنجسال از تاریخ ختم محسوب می شود .

بند 3 : در مورد سفرهای دریایی که شخص در حین سفر مفقود شده باشد قانون مدنی مشعر است: وقتی یک نفر حین سفر بحری در کشتی بوده که آن کشتی در آن سفر تلف شده است و سه سال از تاریخ تلف شدن کشتی گذشته باشد بون آنکه از مسافر خبری برسد ودر ماده 1021 قانون مدنی در مورد سفر های دریایی و چگونگی احتساب زمان مبداء چنین بیان نموده است : …………. که اگر با انقضای مدتهای ( یعنی سه سال تمام از تاریخ تلف شدن کشتی گذشته باشد ) که مبداء آن روز حرکت کشتی محسوب می شود، کشتی به مقصد نرسیده باشد و در صورت حرکت بدون مقصد  به بندری که از آن جا حرکت کرده برنگشته و از وجود آن به هیچ وجه خبری نباشد کشتی تلف شده محسوب می شود.

و این مدتها در بند الف ماده 1021 قانون مدنی عنوان شده:

الف- برای مسافرت در دریای خزر و داخل خلیج فارس 1سال

ب- برای مسافرت در دریای عمان، اقیانوس هند، دریای سرخ و ردیای مدیترانه و دریای سیا و دریای آزوف 2 سال

ج-برای مسافرت در سایر آنها 3 سال

 قانون مدنی برای سایر موارد مفقودی و مسافر در حین سفر هوایی نیز تعیین تکلیف نموده است.

و در ماده 11022 اشعار دارد: اگر کسی به غیر از موارد بالا که گفته شد (در ماده 1020)

دچار خطر مرگ کشته و مفقود شده و یا در هواپیما بوده و هواپیما مفقود شده باشد،‌ وقتی می توان حکم موت فرضی او را صادر نمود که 5 سال از تاریخ دچار شدن به خاطر مرگ بگذرد بدون اینکه خبری از زنده بودن او رسیده باشد.

در مورد حکم موت فرضی:معمولاً اشخاصی که مدعی هستند که فردی مفقودالاثر است و برای دارایی وی بایستی تعیین تکلیف نماید بایستی از طریق محاکم حقوقی اقامه دعوایی نمایند و از محکمه درخواست صدور حکم موت فرض نمایند.

و ماده 1023 قانون مدنی تأیید کرده در مورد مواد 1020و1021و1022 دادگاه وقتی می تواند حکم موت فرضی غایب را صادر نماید که در یکی از روزنامه یا مجله های محلی و یکی از روزنامه های کثیرالانتشار تهران، اعلانی در سه دفعه متوالی که هر کدام از این اطلاعیه ها به فاصله یک ماده منتشر کرده و اشخاصی را که ممکن است از غایب خبری داشته باشند، دعوت نمایند که اگر خبر دارند به اطلاع دادگاه برسانند و هرگاه به مدت یکسال از تاریخ اولین آگهی اعلان بگذرد و زنده بودن فرد غایب ثابت نشود در این صورت دادگاه حکم مدت فرضی او را صادر می کند.

اگر در شرایطی افرادی در یک حادثه با هم تلف شوند فرض بر آن است که همه آنها در یک آن واحد مرده اند.(ماده 1024قانون مدنی) و در این خصوص در مورد وضعیت ارثیه آنها و چگونگی تقسیم بین وراث، قانون مدنی در ماده 873 میگوید: اگر تاریخ مرگ اشخاصی که از یکدیگر ارث می برند مثلاً (پدرو پسر مرده باشند) مجهول باشد. و تقدم وتأخر هیچ یک از آنها معلوم نباشد (یعنی مشخص نشد که چه کسی زودتر نفس آخر را کشیده) اشخاص مزبور از یکدیگر ارث نمی برند مگر اینکه مرگ آنها سبب غرق شدن در دریا و آوار باشد (غرق یا هدم) که در این صورت از یکدیگر ارث می برند. و در ماده 874 قانون مدنی صورت دیگری از اینگونه مرگها را چنین تعیین تکلیف کرده است اگر اشخاص که از یکدیگر ارث می برند بمیرند و تاریخ مرگ یکی از آنها معلوم و تاریخ مرگ دیگری (از جمعیت تقدم و تأخر) مجهول باشد فقط آن که تاریخ نوشتن مجهول است از آن دیگری می برد.

قانون مدنی در ماده 876 گفت با شک در حیات جین ولادت، حکم وراثت نمی شود. یعنی زنی که همسرش فوت کرده و علائمی از باردار شدن در خود حس کند ولی بعد به یقین نرسد که نطفه ای منعقد شده یا نه و بعد آثاری از بارداری نباشد می تواند ادعا کند که دارای فرزندی در زمان حیات همسر متوفایش بود و سقط شد و ادعی ارثیه برای وی نماید و در ماده 875 تأیید کرده است. شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است.

در مورد اینکه همسر متوفی از زنی که باردار باشد و همسرش فوت نماید قانون مدنی در ماده 878 در مورد چگونگی تقسیم ترکه تأیید کرده است.

اگر این نوزاد زنده دنیا بیاید و مانع ارث بردن بعضی وراث باشد تا زمانی که دنیا نیامده ما ترک تقسیم نمی شود. مانند اینکه متوفی به جز این جنین فرزند دیگری نداشته باشد. که اگر این چنین (حمل) زنده دنیا بیاید مادر جنین ( یعنی زن متوفی یک هشتم ارث می برد. ولی اگر جنین زنده دنیا نیاید (زن متوفی از همسرش یک چارم ارث می برد.

نتیجه: به طور کلی شرط وراثت در ماده 875 قانون مدنی: شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر محلی باشد در صورتی ارث می برد که نطفه اوحین الفوت منعقد بوده و زنده هم متولد شود.

اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد( مانند این که نوزادی دنیا بیاید یک گریه کند که حاکی از زنده بودن وی باشد و بلافاصله بعد بمیرد این نوزاد از پدری که قبلاً از تولدش مرده است ارث می برد و ارثیه وی بین وراثش تقسیم می شود.

نکته شایان توجه این است اگر کسی مورث خود را بکشد این قاتل ارث نمی برد مانند این که پسری به طمع این که زودتر به ارثیه برسد پدر متمول خود را عمداً به قتل برساند (مستند ماده 880 قانون مدنی)

و صور چگونگی قتل کردن را بدین گونه گفته : چه شخصاً مورث را بکشد چه شریک جرم قتل باشد و مسبب عمدی قتل مورث باشد، ارث نمی برد و به قول ماده 880 قانون مدنی:قتل از موانع ارث است.

ولی اگر شخصی در حالت حمله پدرش که قصد کشتن او را دارد در مقابل پدر دفاع کند و پدر در حالت دفاع کردن او (پدرش بمیرد) در این صورت آن فرد ارث از پدر می برد. و یا اینکه فردی به حکم قانون بایستی پدر خودر را بکشد در این دو مورد شخص

که قاتل از مقتول ارث می برد. (مستند ماده 881 قانون مدنی اصلاخی (14/8/1370

نکته:اگر کسی کافر شود از مورث مسلمان فرد ارث نمی برد مستند 881 مکرر قانون مدنی (الحاقی 14/8/1370

البته اقوام و فرزندان قاتل از مقتول ارث می بند چنانچه در ماده 885 قانون مدنی مثالی زنده و …………….

بنابراین اولاد کسی که پدر خود را کشته باشد از جد مقتول خود ارث می برد اگر وارث دیگری  باعث حرمان آنان نشود.

نکته: در صورتی که شخصی بمیرد و هیچ ورثه ای نداشته باشد یعنی نه پدر نه مادر نه خواهر نه خاله نه عمو نه دایی نه عمه و نه فرزندان آنها ………………. در این صورت تک و تنها باشد وقتی بمیرد اموال او به دولت می رسد

چنانچه در ماده 866 قانون مدنی عنوان کرده: در صورت نبودن وراث امر ترکه متوفی راجع به حاکم است.

نکته: در حقوق ایران اگر کسی بمیرد و هیچ اموالی نداشته باشد و طلبکاران بسیار هم داشته باشد این متوفقای مدیون، دیونش به ورثه منتقل نمی شود به عبارت بهتر شخص بدهکار که هیچ اموالی نداشته باشد فوت کند طلبکاران نمی توانند طلب خود را از ورثه متوفی مطالبه کنند.

حال اگر میت بعد از مرگش اموالی داشته باشند.

نکته: اگر ورثه میت قبل از اینکه دیون او را بپردازند ماترک را بفروشند و یا معامله کنند این معاملات غلط است و طلبکاران می توانند آن معامله را بر هم زنند

(و ماده 871 قانون مدنی هرگاه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایند مادام که دیون متوفی تأدیه نشده است معاملات مزبوره نافذ نبوده و دیان (طلبکاران) می توانند آن را بر هم زنند.

گردآوری کننده: وکلای موسسه حقوقی،‌ وکلای تهران

تکلیف کسی که به علتی(مانند کبر سن )عاجز در حفظ دارایی اش می باشد

اداره کل حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره 4/7- مورخ 10/1/1360 چنین بیان نموده است :

  در صورتی که تنها فرد عاجز خود شخصا چنین درخواستی نماید مرجع قضائی برای وی امین معین می نماید و بنابر مستفاد از ماده 104 قانون امور حسبی و همچنین مستنبط از مواد 103و107 و 113 و 123 همین قانون …. چون در خصوص اینکه بستگان وی چنین تشخیص دهند و از مرجع قضائی در خواست امین نمایند …… چون در قانون نصی وجود ندارد مرجع قضایی نمی تواند بنا به درخواست آنان ترتیب اثر دهد .

قانون جديد سهم الارث زنان

مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 6 بهمن 1387 ماده 946 قانون مدنی را به شکل زیر اصلاح کرد:
بر اساس ماده 946 قانون مدنی زوجه از همه اموال زوج ارث مي‌برد و زوجه در صورت فرزند دار بودن زوج، يك هشتم از عين اموال منقول و يك هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان را به ارث مي‌برد و در صورتي كه زوج، هيچ فرزندي نداشته باشد، سهم زوجه يك چهارم از همه اموال به ترتيب فوق است:
بر اساس بخش ديگري از اين قانون، در صورتي که زوج هيچ فرزندی نداشته باشد سهم زوجه يک چهارم از کليه اموال به ترتيب فوق است. اين قانون همچنين تصريح دارد که هرگاه ورثه از ادای قيمت امتناع کنند، زن مي‌تواند حق خود را از عين اموال استيفا کند.

1.درخـصـوص ايـنکـه مـلاک تـاريخ فوت متوفا مي‌باشد بهتر است به نظريه مشورتي شماره 368- 1/7-88 مورخ 3 خرداد 1388 اداره کل امور حقوقي و اسناد و امور مترجمين قوه قضاييه اشاره شود؛ به اين مضمون که:

1-با اصلاح مواد 936 و 938 قانون مدني در تاريخ 6 بهمن 1387 در مجلس شوراي اسلامي و قطعيت آن، اين قانون لازم‌الاجرا مي‌باشد.
2-مطابق ماده 3 قانون مدني اثر قانون نسبت به آتيه است و نسبت به ماقبل خود اثری ندارد؛ مگر اينکه در خود قانون ترتيب ديگری مقرر شده باشد.

بنابراين با اصلاح مواد 936 و 938 قانون مدني، تسری ميراث زوجه به قيمت عرصه، تابع قانون زمان فوت متوفاست؛ نه قانون زمان صدور گواهي انحصار وراثت يا تقسيم ترکه.

از مجموع مطالب گفته شده دو نتيجه به طور خلاصه حاصل مي‌‌شود:

1-مواد 936 و 938 اصلاحي قانون مدني از تاريخ 7 فروردين 1388 لازم‌الاجرا هستند.

2- ملاک در تعيين حصه زوجه از ماترک متوفا تاريخ فوت اوست؛ نه تاريخ صدور گواهی انحصار وراثت

ارث

درمورد ارث مطلب بسیار است اما تلاش ما این است که برای افرادی که جسته گریخته مطالبی از حقوق بیگانگان در مود ارث دریافت نمودند و تطبیق آن را با حقوق ایران نمی دانند بطور اختصار تا بازگو نماییم.ارث بردن واقعه ای است که بعد از مرگ مورث محقق می شود در حالیکه وصیت کردن قبل از مرگ شخص اموالش را وصیت می کند . به عبارت حقوقی ارث و وصیت دو عنوان جداگانه است که باهم پیوند و قرابتی ندارند.

نکته دیگر این است که ایرانیانی که خارج از ایران زندگی میکنند واقامت دارند قانون حاکم بر ارث آنان قانون ایران است نه دولت متبوع خارجی .و ماده 967 قانون مدنی بدین گونه بیان نموده : ترکه منقول یا غیر منقول اتباع خارجه که در ایران واقع است فقط از حیث قوانین اصلیه از قبیل قوانین مربوط به تعیین وراث مقدار سهم الارث آنها و تشخیص قسمتی که متوفی می توانسته است به موجب وصیت تملک نماید تابع قانون دولت متبوع متوفی خواهد بود
نکته دیکر : قانون حاکم ارث برای ایرانیان غیر شیعه تابع مذهب آنان است .
البته قانون ارث برای ایرانیان رزتشتی کلیمی و مسیحی بر طبق آیین مذهبی آنان است

نکته بعدی : میزان سهم الارث در حقوق ایران بر اساس طبقات ارث می باشد :
1- طبقه اول پدر ومادر و اولاد و اولاد اولاد هستند
2- طبقه دوم اجداد( پدربزرگ یا مادر بزرک یا هردو زنده باشند
3- طبقه سوم عمه ها و عموها و خاله ها و دایی ها و فرزندان آنان میشود
شایان ذکر است که اگر طبقه اول زنده باشند طبق دوم ارث نمی برند و همچنین اگر طبقه دوم فقط زنده باشند طبقه سوم ارث نمی برند به عنوان مثال شخصی می میرد و دوسال پس از او پدرش می میرد بنابرین فرزند وی دیگر ارث از پدر بزرگ نمی برد مثال دیگر شخصی میمیرد و یک فرزند و یک خواهسر ویک برادر زنده دارد در این صورت فقط فرزندش ارث می برد و خواهر وبرادرش که از طبقه دوم هستند، دیگر ارث نمی برند .
نکته دیگردر مورد ارث زن است : زن از شوهر در صورت داشتن فرزند یک هشتم ارث می برد و چنانچه آن مرد سه یا چهار همسر عقد دائم داشته باشد فقط همین یک هشتم ما بین آنان تقسیم می شود .و اگر شوهرش فرزند نداشته باشد یک چهارم ارث می برد وهمچنین اگر چند همسر داشته، فقط همین یک چهارم میان زنان تقسیم می شود .وزنی که در اثر ازدواج منقطه علقه زوجیت دارد از همسر متوفایش ارث نمی برد و ارداه شوهر چنانچه اینگونه باشد که همسر ش که صیغه اوست ارث از او ببرد اثر قانونی ندارد .
در مورد ارث مرد : مرد از زن در صورتی که زن فرزند نداشته باشد یک دوم ار ث می برد ودر صورتی که زن فرزند داشته باشد یک چهارم ارث می برد .و اگر زن بمیرد و وراثی نداشته باشد شوهر تمام ترکه زن را ارث می برد ولی اگر شوهر بمیرد و وراث نداشته باشد زن همان نصیب خود را می برد و بقیه دارایی شوهر او همانند ترکه بی وراث ، به دولت داده می شود (مستند ماده 949 قانون مدنی )
نکته دیگر در مورد جنین است که اگر جنین دنیا بیاید و فقط یک گریه کند و بمیرد ارث می برد (ماده 875 قانون مدنی )و تا زمانیکه دنیا نیامده ومورثی بمیرد در آن هنگام که تقسیم ماترک می کنند سهم یک پسررا برای او کنار میگذارند .

نکته بعدی شک : مطابق ماده 1159 قانون مدنی : هر طفلی که بعد از انحلال نکاح متولد می شود ملحق به شوهر است مشروط بر اینکه مادر هنوز شوهر نکرده و ازتاریخ انحلال نکاح تا روز ولادت طفل بیش از ده ماه نگذشته باشد، مگر آن که ثابت شود از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر از شش ماه و یا بیش از ده ماه گذشته باشد .و یا شک در مورد تاریخ فوت دو نفر در یک زمان مرده باشند در این خصوص مطابق ماده 874قانون مدنی ( اگر اشخاصی که بین آنها توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از آنها معلوم و دیگری از حیث تقدم و تاخر مجهول باشد، فقط آن که تاریخ فوتش مجهول است از دیگری ارث می برد . مثلا دو نفر در دریا در یک کشتی غرق شده بمیرند و یکی از آنان به طریقی مشخص شود که در چه زمانی مرده، آن دیگری مشخص نشود آن که تاریخ مرگش نامشخص است ارث می برد .)
نکته بعدی : فرزند خواندگی، کودک فرزند خوانده از جهت حضانت و ولایت و افاق در حکم فرزند خانواده است اما فرزند خوانده از زن و شوهر ارث نمی برد و پدر و مادر از زمره وراث فرزند خوانده محسوب نمی شوند .

گواهی انحصار وراثت

از زبان وکیل:از جمله مواردی كه نوعا گریبا نگیر تمامی افراد جامعه بود ه و یا خواهد بود فوت یكی از بستگان نزدیك است كه آثاری از جمله لزوم تعیین تكلیف مایملك وی و میزان سهم و حقوق وراث را بدنبال دارد موضوعی كه بسیار مورد سوال است، چگونگی و تشریفات دادرسی مر بوط به صدور گواهی انحصار وراثت است . در این نوشتار سعی شده اقداماتی كه به منظور اخذ گواهی انحصار وراثت لازم است، به زبانی ساده بیان گردد .

مدارك لازم برای تقا ضای انحصار وراثت (حصر وراثت):
– شنا سنامه و گواهی فوت متوفی : 
پس از فوت متوفی مراتب توسط اداره ثبت احوال ثبت گردیده و شناسنامه فوت شده باطل و گواهی فوت صادر می گردد. ارایه اصل گواهی فوت و كپی برابر اصل شده آن به ضمیمه در خواست الزامی است .
اسامی كلیه وراث می بایست در فرم مخصوصی كه توسط دادگستری در اختیار متقاضیان قرار می گیرد نوشته و توسط 2 نفر از اشخاصی كه وراث و متوفی را می شناسند در یكی از دفاتر اسناد رسمی امضاء شده و امضاء ایشان نیز توسط دفاتر اسناد رسمی گواهی شود .
وراث باید پس از فوت متوفی لیست كلیه اموال و داراییهای منقول و غیر منقول متوفی را به اداره دارایی حوزه محل سكونت متوفی ارایه نمایند و رسید آنرا دریافت داشته و بهمراه تقاضای گواهی انحصار وراثت به دادگاه تقدیم نمایند .
متقاضی انحصار وراثت می بایست علاوه بر شناسنامه خود كپی برابر اصل شده شناسنامه سایر وراث را نیز تهیه و به دادگاه تقدیم نماید ارایه اصل شناسنامه ها جهت ملاحظه توسط مدیر دفتر دادگاه الزامیست .
پس از تهیه مدارك فوق الذكر متقاضی باید دادخواستی به خواسته صدور گواهی انحصار وراثت تنظیم و همراه مدارك یاد شده به دادگاه ارایه نماید .

– دادخواست را به كدام دادگاه ارایه نماییم ؟
مطابق ماده 20 قانون آیین دادرسی در امورمدنی دعاوی راجع به تركه متوفی در دادگاه محلی كه آخرین اقامتگاه متوفی در ایران آن محل بوده و اگر آخرین اقامتگاه متوفی معلوم نباشد رسیدگی در صلاحیت شورایی است كه اخرین محل سكونت متوفی در ایران در حوزه آن بوده است ،بنا براین مرجع صالح جهت تقدیم دادخواست انحصار وراثت شورایی است كه آخرین محل سكونت متوفی بوده است .

اشخاص صلاحیت دار برای ارایه دادخواست انحصار وراثت :
وراث متوفی و اشخاص ذینفع (هر شخصی كه منفعتی در اموال متوفی دارد) می توانند ازشورای حل اختلاف تقاضای صدور گواهی انحصار وراثت نمایند نكته قابل توجه اینكه چنانچه وراث و یا اشخاص ذینفع متعدد باشند نیازی به در خواست همگی آنها نمی باشد و اقدام یك نفر از افراد مذ كور برای امضاء وارایه دادخواست كافی است .

تشریفات دادرسی پس از تقدیم دادخواست :
شورا پس از ملاحظه اسناد و مدارك مربوطه با هزینه متقاضی در خواست وی را یك نوبت در یكی از روزنامه ی كثیر الا نتشار یا محلی آگهی می نماید . پس از گذشت یك ماه از تاریخ نشر آگهی در صورتی كه كسی به آن اعتراض ننماید .بدون تشكیل جلسه رسیدگی و دعوت از وراث گواهی انحصار وراثت كه بیانگر مشخصات و تعداد وراث و نسبت آنها با متوفی و سهم ایشان از ما ترك است صادر می نماید . در صورتیكه پس از نشر آگهی كسی به مفاد دادخواست معترض باشد و اعتراض خویش را تقدیم دادگاه نماید شورا جلسه ای راجهت رسیدگی تعیین نموده و به متقاضی و معترض ابلاغ می نماید پس از رسیدگی حكم مقتضی صادر می نماید كه قابل تجدید نظر خواهد بود .

نكات قابل توجه در گواهی انحصار وراثت :
1- در صورتی كه در زمان فوت نطفه ای منعقد شده باشد جنین نیز جز وراث قرارمی گیرد و باید در دادخواست مربوطه قید شود
2- در صورتی كه برای محجور قیم مشخص نشده باشد دادستان می تواند به در خواست گواهی انحصار وراث اعتراض نماید .
3- در صورتی كه بهای تركه بیش از 10 میلیون ریال نباشد ضرورتی برای نشر آگهی نیست در این حالت دادگاه با ملاحظه مستند است و مدارك تقدیمی اتخاذ تصمیم می نماید .
4- در مورد وراث روستاییان در صورتی كه بهای تركه بیش از ده میلیون ریال باشد آگهی برای یك بار ودر یك روز در معابر و اماكن عمومی روستای محل اقامت متوفی نصب خواهد شد و نیازی به نشر آگهی در جراید نیست .
در صورتیكه متقاضی نام یك یا چند تن از وراث را دردادخواست اعلام ننماید، عمل وی در حكم كلاهبرداری بوده با شكایت ایشان قابل تعقیب و مجازات خواهد بود . 3-رسید گواهی مالیاتی (مالیات بر ارث ) 4- كپی برابر اصل شده شناسنامه وراث : 5-دادخواست : 2- استشهادیه محضری

طبقات ارث

 آیا میدانید طبقات ارث چگونه است ؟

قانون مدنی در ماده ۸۶۲ طبقات ارث را بدینگونه بیان کرده:
طبقه اول : پدر و مادر .اولاد و اولاد اولاد (نوه)
طبقه دوم : اجداد (پدر ومادر بزرگ) و برادر و خواهر و اولاد آنها
طبقه سوم : عمات (عمه) و عمام (عمو) و اخوان (دایی ) وخالات (خاله) و اولاد آنها
شایان ذکر است وراث طبقه بعد وقتی ارث میبرند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد . (قانون مدنی ماده ۸۶۳)

ارث نوزاد

آیا میدانید نوزاد به محض متولد شدن فقط یک گریه کند و بمیرد به او ارث تعلق میگیرد ؟

قانون مدنی در ماده ۸۷۵ چنین گفته است ” شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد، در صورتی ارث میبرد که نطفه او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد بوده و زنده هم متولد شود، اگر چه فورا پس از مرگ بمیرد ” .