آیا صدور حکم رشد در مورد اشخاص نابالغ جواز قانونی دارد؟

با عنایت به تبصره 2 ماده 1210 قانون مدنی و رای وحدت رویه شماره 62/37 مورخ 3/10/1364 دیوان عالی کشور حصول بلوغ در فرد کافی برای دخل و تصرف در اموال وی نبوده بلکه رشد وی باید توسط محکمه احراز کردد،  لذا مداخله صغیر در امورمالی بعد از رسیدن به سن بلوغ که در دختران 9 سال تمام قمری و پسران 15 سال قمری می باشد، لذا قبل از سن 18 سالگی با توجه به ماده واحده  قانون راجع به رشد متعاملین مصوب سال 1313، موکول به صدور حکم رشد آنان توسط محکمه می باشد. اما در مورد کسی که به سن بلوع شرعی نرسیده است، چون در قانون اثبات رشد اشخاص نابالغ پیش بینی نشده، صرف گواهی پزشک قانونی مبنی بر این که در امور غیر مالی خود به رشد رسیده کافی نیست و صدور حکم رشد در مورد این اشخاص جواز قانونی ندارد . ( نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه شماره 3752/7 مورخ 18/6/1387)

نقل از وکیل و مشاور حقوقی د رتهران

در صورت فسخ نکاح زوجه مستحق مهریه و نفقه می باشد

1-با توجه به ماده 1128 قانون مدنی : که مشعر است هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایاٌ بر آن واقع شده باشد .

در صورتی که در عقد نکاح صفتی در یکی از زوجین شرط شرط شود و یا عقد مبتنی بر وجود صفتی در یکی از زوجین منعقد شده باشد و پس از عقد معلوم شود که فاقد آن صفت بوده، طرف دیگر می تواند به اعتبار خیار تخلف وصف، عقد نکاح را فسخ نمایدُ .اما باعنایت به ماده 438 قانون مدنی که تصریح نموده تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود اگر چه  این ماده ناظر به عقد بیع است از ملاک آن می توان استنباط نمود که تدلیس در مورد نکاح عبارت است از عملیاتی که نسبت به زن یا مرد که وجب فریب طرف دیگردر ازدواج با اوگردد. بنابرین چون تحقق تدلیس در ازدواج مستلزم آن است که پنهان داشتن صفت یا توصیف کردن به صفتی که شخص فاقد آن است با قصد فریب انجام شده باشد، تشخیص آن در صلاحیت مرجع قضائی رسیدگی کننده است . علاوه بر آن فرقی بین ازدواج موقت و دائم وجود ندارد .

2- با توجه به ماده 1101 قانون مدنی که مقرر داشته هر گاه در عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن مستحق نصف مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است بر حسب این که فسخ قبل از نزدیکی انجام شود یا بعد از آن، استحقاق زن در مطالبه مهر  یکسان نیست و بر اساس ماده مذکوردر هر مورد باید اقدام نمود اما در مورد نفقه چون تا زمانی که نکاح فسخ نشده، تکالیف قانونی زوجین وجود دارد و در ماده 1106 قانون مدنی آمده است در عقد نکاح دائم نفقه زن بر عهده شوهر است تا زمان فسخ، زوجه حق مطالبه نفقه را دارد .

نقل از: وکیل و مشاور حقوقی تهران – وکیل خانواده 
 

تکلیف کسی که به علتی(مانند کبر سن )عاجز در حفظ دارایی اش می باشد

اداره کل حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره 4/7- مورخ 10/1/1360 چنین بیان نموده است :

  در صورتی که تنها فرد عاجز خود شخصا چنین درخواستی نماید مرجع قضائی برای وی امین معین می نماید و بنابر مستفاد از ماده 104 قانون امور حسبی و همچنین مستنبط از مواد 103و107 و 113 و 123 همین قانون …. چون در خصوص اینکه بستگان وی چنین تشخیص دهند و از مرجع قضائی در خواست امین نمایند …… چون در قانون نصی وجود ندارد مرجع قضایی نمی تواند بنا به درخواست آنان ترتیب اثر دهد .

امور حسبی

امور حسبی چیست؟

امری را گویند که دادگاهها باید بدون ملاحظه اینکه در مورد آنها اختلاف و مرافعه ای وجود پیدا کرده یا نه وارد رسیدگی شوند و تصمیم اخذ کنند..

حسبه بر وزن ترمه از مفهوم اعتراض و تعرض به امری گرفته شده و امور حسبی اموری است که اقدام مقامات رسمی در آنها نیاز به خصومت دعوایی و تظلم ندارد بلکه مقامات صلاحیتدار باید ارتجالاٌ متعرض و متصدی و مباشر آن امور شوند . امور حسبی از مقوله عبادات و خیرات، لازم نیست باشد.

مانند مقوله ارث، وراث، ماترک، حکم رشد، وصیت نامه و …

نقل از وکیل دادگستری

ارث

درمورد ارث مطلب بسیار است اما تلاش ما این است که برای افرادی که جسته گریخته مطالبی از حقوق بیگانگان در مود ارث دریافت نمودند و تطبیق آن را با حقوق ایران نمی دانند بطور اختصار تا بازگو نماییم.ارث بردن واقعه ای است که بعد از مرگ مورث محقق می شود در حالیکه وصیت کردن قبل از مرگ شخص اموالش را وصیت می کند . به عبارت حقوقی ارث و وصیت دو عنوان جداگانه است که باهم پیوند و قرابتی ندارند.

نکته دیگر این است که ایرانیانی که خارج از ایران زندگی میکنند واقامت دارند قانون حاکم بر ارث آنان قانون ایران است نه دولت متبوع خارجی .و ماده 967 قانون مدنی بدین گونه بیان نموده : ترکه منقول یا غیر منقول اتباع خارجه که در ایران واقع است فقط از حیث قوانین اصلیه از قبیل قوانین مربوط به تعیین وراث مقدار سهم الارث آنها و تشخیص قسمتی که متوفی می توانسته است به موجب وصیت تملک نماید تابع قانون دولت متبوع متوفی خواهد بود
نکته دیکر : قانون حاکم ارث برای ایرانیان غیر شیعه تابع مذهب آنان است .
البته قانون ارث برای ایرانیان رزتشتی کلیمی و مسیحی بر طبق آیین مذهبی آنان است

نکته بعدی : میزان سهم الارث در حقوق ایران بر اساس طبقات ارث می باشد :
1- طبقه اول پدر ومادر و اولاد و اولاد اولاد هستند
2- طبقه دوم اجداد( پدربزرگ یا مادر بزرک یا هردو زنده باشند
3- طبقه سوم عمه ها و عموها و خاله ها و دایی ها و فرزندان آنان میشود
شایان ذکر است که اگر طبقه اول زنده باشند طبق دوم ارث نمی برند و همچنین اگر طبقه دوم فقط زنده باشند طبقه سوم ارث نمی برند به عنوان مثال شخصی می میرد و دوسال پس از او پدرش می میرد بنابرین فرزند وی دیگر ارث از پدر بزرگ نمی برد مثال دیگر شخصی میمیرد و یک فرزند و یک خواهسر ویک برادر زنده دارد در این صورت فقط فرزندش ارث می برد و خواهر وبرادرش که از طبقه دوم هستند، دیگر ارث نمی برند .
نکته دیگردر مورد ارث زن است : زن از شوهر در صورت داشتن فرزند یک هشتم ارث می برد و چنانچه آن مرد سه یا چهار همسر عقد دائم داشته باشد فقط همین یک هشتم ما بین آنان تقسیم می شود .و اگر شوهرش فرزند نداشته باشد یک چهارم ارث می برد وهمچنین اگر چند همسر داشته، فقط همین یک چهارم میان زنان تقسیم می شود .وزنی که در اثر ازدواج منقطه علقه زوجیت دارد از همسر متوفایش ارث نمی برد و ارداه شوهر چنانچه اینگونه باشد که همسر ش که صیغه اوست ارث از او ببرد اثر قانونی ندارد .
در مورد ارث مرد : مرد از زن در صورتی که زن فرزند نداشته باشد یک دوم ار ث می برد ودر صورتی که زن فرزند داشته باشد یک چهارم ارث می برد .و اگر زن بمیرد و وراثی نداشته باشد شوهر تمام ترکه زن را ارث می برد ولی اگر شوهر بمیرد و وراث نداشته باشد زن همان نصیب خود را می برد و بقیه دارایی شوهر او همانند ترکه بی وراث ، به دولت داده می شود (مستند ماده 949 قانون مدنی )
نکته دیگر در مورد جنین است که اگر جنین دنیا بیاید و فقط یک گریه کند و بمیرد ارث می برد (ماده 875 قانون مدنی )و تا زمانیکه دنیا نیامده ومورثی بمیرد در آن هنگام که تقسیم ماترک می کنند سهم یک پسررا برای او کنار میگذارند .

نکته بعدی شک : مطابق ماده 1159 قانون مدنی : هر طفلی که بعد از انحلال نکاح متولد می شود ملحق به شوهر است مشروط بر اینکه مادر هنوز شوهر نکرده و ازتاریخ انحلال نکاح تا روز ولادت طفل بیش از ده ماه نگذشته باشد، مگر آن که ثابت شود از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر از شش ماه و یا بیش از ده ماه گذشته باشد .و یا شک در مورد تاریخ فوت دو نفر در یک زمان مرده باشند در این خصوص مطابق ماده 874قانون مدنی ( اگر اشخاصی که بین آنها توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از آنها معلوم و دیگری از حیث تقدم و تاخر مجهول باشد، فقط آن که تاریخ فوتش مجهول است از دیگری ارث می برد . مثلا دو نفر در دریا در یک کشتی غرق شده بمیرند و یکی از آنان به طریقی مشخص شود که در چه زمانی مرده، آن دیگری مشخص نشود آن که تاریخ مرگش نامشخص است ارث می برد .)
نکته بعدی : فرزند خواندگی، کودک فرزند خوانده از جهت حضانت و ولایت و افاق در حکم فرزند خانواده است اما فرزند خوانده از زن و شوهر ارث نمی برد و پدر و مادر از زمره وراث فرزند خوانده محسوب نمی شوند .

گواهی انحصار وراثت

از زبان وکیل:از جمله مواردی كه نوعا گریبا نگیر تمامی افراد جامعه بود ه و یا خواهد بود فوت یكی از بستگان نزدیك است كه آثاری از جمله لزوم تعیین تكلیف مایملك وی و میزان سهم و حقوق وراث را بدنبال دارد موضوعی كه بسیار مورد سوال است، چگونگی و تشریفات دادرسی مر بوط به صدور گواهی انحصار وراثت است . در این نوشتار سعی شده اقداماتی كه به منظور اخذ گواهی انحصار وراثت لازم است، به زبانی ساده بیان گردد .

مدارك لازم برای تقا ضای انحصار وراثت (حصر وراثت):
– شنا سنامه و گواهی فوت متوفی : 
پس از فوت متوفی مراتب توسط اداره ثبت احوال ثبت گردیده و شناسنامه فوت شده باطل و گواهی فوت صادر می گردد. ارایه اصل گواهی فوت و كپی برابر اصل شده آن به ضمیمه در خواست الزامی است .
اسامی كلیه وراث می بایست در فرم مخصوصی كه توسط دادگستری در اختیار متقاضیان قرار می گیرد نوشته و توسط 2 نفر از اشخاصی كه وراث و متوفی را می شناسند در یكی از دفاتر اسناد رسمی امضاء شده و امضاء ایشان نیز توسط دفاتر اسناد رسمی گواهی شود .
وراث باید پس از فوت متوفی لیست كلیه اموال و داراییهای منقول و غیر منقول متوفی را به اداره دارایی حوزه محل سكونت متوفی ارایه نمایند و رسید آنرا دریافت داشته و بهمراه تقاضای گواهی انحصار وراثت به دادگاه تقدیم نمایند .
متقاضی انحصار وراثت می بایست علاوه بر شناسنامه خود كپی برابر اصل شده شناسنامه سایر وراث را نیز تهیه و به دادگاه تقدیم نماید ارایه اصل شناسنامه ها جهت ملاحظه توسط مدیر دفتر دادگاه الزامیست .
پس از تهیه مدارك فوق الذكر متقاضی باید دادخواستی به خواسته صدور گواهی انحصار وراثت تنظیم و همراه مدارك یاد شده به دادگاه ارایه نماید .

– دادخواست را به كدام دادگاه ارایه نماییم ؟
مطابق ماده 20 قانون آیین دادرسی در امورمدنی دعاوی راجع به تركه متوفی در دادگاه محلی كه آخرین اقامتگاه متوفی در ایران آن محل بوده و اگر آخرین اقامتگاه متوفی معلوم نباشد رسیدگی در صلاحیت شورایی است كه اخرین محل سكونت متوفی در ایران در حوزه آن بوده است ،بنا براین مرجع صالح جهت تقدیم دادخواست انحصار وراثت شورایی است كه آخرین محل سكونت متوفی بوده است .

اشخاص صلاحیت دار برای ارایه دادخواست انحصار وراثت :
وراث متوفی و اشخاص ذینفع (هر شخصی كه منفعتی در اموال متوفی دارد) می توانند ازشورای حل اختلاف تقاضای صدور گواهی انحصار وراثت نمایند نكته قابل توجه اینكه چنانچه وراث و یا اشخاص ذینفع متعدد باشند نیازی به در خواست همگی آنها نمی باشد و اقدام یك نفر از افراد مذ كور برای امضاء وارایه دادخواست كافی است .

تشریفات دادرسی پس از تقدیم دادخواست :
شورا پس از ملاحظه اسناد و مدارك مربوطه با هزینه متقاضی در خواست وی را یك نوبت در یكی از روزنامه ی كثیر الا نتشار یا محلی آگهی می نماید . پس از گذشت یك ماه از تاریخ نشر آگهی در صورتی كه كسی به آن اعتراض ننماید .بدون تشكیل جلسه رسیدگی و دعوت از وراث گواهی انحصار وراثت كه بیانگر مشخصات و تعداد وراث و نسبت آنها با متوفی و سهم ایشان از ما ترك است صادر می نماید . در صورتیكه پس از نشر آگهی كسی به مفاد دادخواست معترض باشد و اعتراض خویش را تقدیم دادگاه نماید شورا جلسه ای راجهت رسیدگی تعیین نموده و به متقاضی و معترض ابلاغ می نماید پس از رسیدگی حكم مقتضی صادر می نماید كه قابل تجدید نظر خواهد بود .

نكات قابل توجه در گواهی انحصار وراثت :
1- در صورتی كه در زمان فوت نطفه ای منعقد شده باشد جنین نیز جز وراث قرارمی گیرد و باید در دادخواست مربوطه قید شود
2- در صورتی كه برای محجور قیم مشخص نشده باشد دادستان می تواند به در خواست گواهی انحصار وراث اعتراض نماید .
3- در صورتی كه بهای تركه بیش از 10 میلیون ریال نباشد ضرورتی برای نشر آگهی نیست در این حالت دادگاه با ملاحظه مستند است و مدارك تقدیمی اتخاذ تصمیم می نماید .
4- در مورد وراث روستاییان در صورتی كه بهای تركه بیش از ده میلیون ریال باشد آگهی برای یك بار ودر یك روز در معابر و اماكن عمومی روستای محل اقامت متوفی نصب خواهد شد و نیازی به نشر آگهی در جراید نیست .
در صورتیكه متقاضی نام یك یا چند تن از وراث را دردادخواست اعلام ننماید، عمل وی در حكم كلاهبرداری بوده با شكایت ایشان قابل تعقیب و مجازات خواهد بود . 3-رسید گواهی مالیاتی (مالیات بر ارث ) 4- كپی برابر اصل شده شناسنامه وراث : 5-دادخواست : 2- استشهادیه محضری

طبقات ارث

 آیا میدانید طبقات ارث چگونه است ؟

قانون مدنی در ماده ۸۶۲ طبقات ارث را بدینگونه بیان کرده:
طبقه اول : پدر و مادر .اولاد و اولاد اولاد (نوه)
طبقه دوم : اجداد (پدر ومادر بزرگ) و برادر و خواهر و اولاد آنها
طبقه سوم : عمات (عمه) و عمام (عمو) و اخوان (دایی ) وخالات (خاله) و اولاد آنها
شایان ذکر است وراث طبقه بعد وقتی ارث میبرند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد . (قانون مدنی ماده ۸۶۳)

ارث نوزاد

آیا میدانید نوزاد به محض متولد شدن فقط یک گریه کند و بمیرد به او ارث تعلق میگیرد ؟

قانون مدنی در ماده ۸۷۵ چنین گفته است ” شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد، در صورتی ارث میبرد که نطفه او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد بوده و زنده هم متولد شود، اگر چه فورا پس از مرگ بمیرد ” .