معنای حقوقی برخی از کلمات و اصطلاحات حقوقی ۱

law-10

آیین نامه چیست؟

تعریف آیین نامه از منظر (حقوق عمومی) :

الف – مقرراتی که مقامات صلاحیتدار مانند وزیر یا شهردار و غیره وضع و در معرض اجرا می گذارند خواه هدف آن تسهیل اجرا و تشریح قانونی از قوانین موضوعه باشد خواه در مواردی باشد که اساسا قانونی وضع نشده است در همین مورد، لفظ نظامنامه هم استعمال شده است. گاه خود مجلس نظامنامه وضع می کند.

بآیین نامه یا نظامنامه عبارت است از مقررات کلی که توسط مراجع اجرایی قانون بمنظور اجرا وظایف اجرایی و تحقق بخشیدن به آنها وضع شده باشد و شامل آیین نامه های مصوب پارلمان نمی باشد (آیین نامه مصوب پارلمان داخل در مفهوم قانون به معنی اعم که شامل کلیه مصوبات کلی پارلمان است می شود.)

تعریف آیین نامه به معنی عام

آیین نامه به این معنی مفهوم عامی دارد که جز قانون (یعنی مصوبات کلی پارلمان ) و بخشنامه همه چیز را شامل است و مفهوم تصویب نامه از تحت آن خارج نیست و معنی درست آیین نامه همین است.

تعریف آیین نامه اجرایی:

(حقوق عمومی) آیین نامه ای که برای اجرا یک قانون مقرر می شود. ممکن است آیین نامه اجرایی را خود مجلس و یا دولت و یا مقامات اداری کشور در حدود صلاحیتی که دارند تهیه و به معرض اجرا بگذارند.

معنی آبونمان

عنوان عقودی است که در آنها تعهد بطور متناوب یا مجدد انجام شود و عوض آن مقطوعا معین و یکجا یا با اقساط پرداخت شود مانند آبونمان راه آهن و برق یا روزنامه و تاتر یا گاز و تلفن و مانند آنها ، عوض را (وجه اشتراک) گویند.

آبهای ساحلی ایران از منظر تعریف حقوق بین الملل

از منظر حقوق (بین المللی عمومی) قسمتی از دریا که بفاصله شش میل بحری از سواحل ایران از حد پست ترین جزر و موازی با آن در طول سواحل ممتد می باشد آب ساحلی ایران محسوب و در این منطقه قسمتهای واقعه در زیر کف دریا و سطح و بالای آن متعلق به مملکت ایران می باشد .

میزان آبهای ساحلی دول در همین حدود است و آبهای ساحلی قسمتی از کشور صاحب آبهای ساحلی محسوب میشود و مقررات آن کشور در آن مجری است.

(توضیح آنکه هر میل برابر است با ۱ کیلومتر و ۶۰۹ متر….که برابر با ۱/۶۰۹/۳۴۴ متر است)

اباحه یعنی چی؟

(از لحاظ حقوق مدنیفقه) اباحه چیزی، به معنی اجازه تملک یا ارتکاب فعل یا مصرف و یا گرفتن چیزی است و در قانون مدنی (ماده 92) عنوان شده که هر کس می تواند با رعایت قوانین و نظامات راجعه به هر یک از مباحات از آنها استفاده نماید.

معنی کلمه ابراء (مدنی) چشم پوشی اختیاری بستانکار از طلب خود است.

ابرا از ایقاعات است و لازم است (ماده ۲۸۹ ماده مدنی) اسقاط ذمه غیر معنی حقوقی آن، حقی را از خود سلب نمودن (خواه ذمه مالی باشد یا غیر مالی مانند حق قصاص)

ابلاغ

از منظر قانون آیین دادرسی مدنی یعنی :

الف- رساندن یک سند رسمی (خواه از اوراق دعوی باشد خواه از اوراق اجرا یاحکم ها یا اجراء اسناد لازم الاجرا ء و غیره .

ب- اطلاع شخص یا اشخاص معین با رعایت تشریفات قانونی مخصوص .

سابقه ابلاغ:

از منظر قانون (آیین دادرسی مدنی) هر گاه در یک دعوی اوراق دعوی نسبت به یکی از طرفین آن در محلی مطابق مقررات ابلاغ شده باشد و در جریان دادرسی به ابلاغ دیگری حاجت افتد و تغییر محل اقامت (یا محلی که برای ابلاغ برگها انتخاب شده است) عنوان شود ابلاغ سابق را سابقه ابلاغ نامند. سابقه ابلاغ در مرحله بدوی برای مرحله پژوهشی هم کافی است.

اتحادیه:

انجمن صنفی که حافظ منافع یک صنف است و صنف عبارت است از گروهی که دارای یک حرفه یا چند حرفه شبیه به هم باشند.

انجن : یعنی جمعیتی است که بطور مستمر و با شخصیت حقوقی برای حصول به فرض معین گرد آمده باشند و مقاصد غیر بازرگانی (از قبیل علمی ادبی، امور خیر و مانند اینها) داشته باشند خواه موسسین آن قصد انتفاع هم داشته باشند (مانند کانون های فنی و حقوقی) یا نه (ماده یک آیین نامه اصلاحی ثبت تشکیلات و موسسات غیر تجاری قابل اجرا ۱۳۳۷/۰۹/۱۵)

اتلاف

از منظر حقوق (مدنیفقه) از بین بردن مال دیگری کلاٌ یا بعضا ٌ بطوریکه فاعل فعل خود چیزی را تلف نماید (مانند تحریک سگ درنده به دریدن لباس عابرین) حال (بوسیله آلت یا بدون آلت) به هدف وارد شده باشد مانند شکستن پنجره دیگری با سنگ یا با دست، عمد و عدم عمد و قصد و عدم قصد نسبت به مسئولیت مدنی، تلف کننده فرقی ایجاد نمی کند (مستند قانون مدنی ماده ۳۲۸ قم) زائل کردن صفت کمالی از مال، نمونه ای است از اتلاف به معنی اعم ولی اتلاف به معنی اخص شامل آن نیست و آنرا نقص می گویند (ماده ۳۸۹ قانون مدنی)

(حقوق جزا) اتلاف در حقوق جزا مختص اشیا منقول است.

اجاره خط

اصلاح عامیانه سند اجاره، نوشته ای که حاکی از عقد اجاره باشد.

اجراء اسناد رسمی

اجرا کردن اسناد تنظیم شده بوسیله ادارات ثبت و دفاتر اسناد رسمی وسایرماموران دولت در حدود صلاحیت و بر وفق مقررات (ماده92-93قانون ثبت)

اجرائیه

ورقه ای است رسمی که تحت تشریفات خاص قانونی در مراجع قضائی یا اداری خاص تهیه و متضمن دستور اجرا یک دادگاه یا مفاد سند لازم الجراء یا دستور قانونی معینی است مانند اجرائیه احکام و قرارهای دادگاهها و اجرائیه اسناد رسمی لازم الاجراء و اجرائیه مالیات یا عوارض شهرداری و غیره.

اجرائیه ثبتی

اجرائیه ای که ادارات ثبت اسناد و دفتر خانه ها مطابق مقررات ثبت صادر می کنند (ماده 92-93قانون ثبت1310) . در مقابل اجرائیه دادگاه بکار می رود.

اجرائیه دادگاه

اجرائیه ای که محاکم عمومی یا اختصاصی پس از رسیدگی و صدور حکم قطعی لازم الاجراء یا حکمی که موقتاً قابل اجراء است، صادر می کنند.

اجرائیه سند ذمه ای

اجرائیه ای است ثبتی که بر اساس آیین نامه اجراء رسمی لازم الاجراء صادر می شود و از آثار عمده آن قابلیت توقیف مدیون سند در صورت استنکاف از اداء دین است.

اجرائیه سند رهنی

مترادف اجرائیه سند شرطی است (رک.اجرائیه سند شرطی)

اجرائیه سند شرطی

در مقابل اجرائیه سند ذمی (سند ذمه ای) بکار می رود. اجرائیه سند شرطی بر اساس ماده ۳۴ قانون ثبت صادر می شود و دارای مختصاتی است از آن جمله که مدیون سند توقیف نمی شود بعکس سند ذمه ای است.

اجرت المثل : از منظر حقوق (مدنیفقه)

اگر کسی از مال دیگری منتفع شود و عین مال باقی باشد و برای مدتی که منتفع شده بین طرفین مال الاجاره ای معین نشده باشد آنچه که بابت اجرت منافع استیفاء شده باید بصاحب مال مزبور بدهد اجرت المثل نامیده می شود خواه استیفاء مزبور با اذن مالک باشد خواه بدون اذن او. در صورت اخیر، اجرت المثل جنبه خسارت را هم دارد (رک . تجاوز).

اجرت المسمی

(مدنیفقه) اجرتی که در عقد اجاره میزانش معین است را اجرت المسمی گویند.

اجیر

از منظر حقوق (مدنی – فقه): کسیکه خدمت و کار خود را در عوض مزد معامله می کند عقدی که بین اجیر و طرف او (مستآجر) واقع می شود (اجاره خدمات) نامیده می شود (ماده514قم) و از مصادیق عقد اجاره است.

ماده ۵۱۴ قانون مدنی: خادم یا کارگر نمی تواند اجیر شود مگر برای مدت معینی یا برای انجام امر معینی.

احصاییه یا آمار

علم و طرز علمی در شمارش پدیده ها و وقایع خارجی اعم از اجتماعی و مادی و اقتصادی و غیره . فرهنگستان کلمه آمار را به جای احصاییه نهاده است.

احوال شخصیه

مجموع صفات انسان که با اعتبار آنها یک شخص در اجتماع دارای حقوق شده و آن حقوق را اجراء می کند مانند تولد و مرگ ازدواج و طلاق و تابعیت و اسم و اقامتگاه و اهلیت و غیره. احوال شخصیه در معنی اخص، شامل اهلیت نیست (ماده هفتم قانون مدنی) مقصود از احوال در ثبت احوال همین معنی است.

ماده 7 قانون مدنی : اتباع خارجه مقیم در خاک ایران از حیث مسائل مربوط به احوال شخصیه و اهیلیت و همچنین از تحیث حقوق ارثیه در حدود معاهدات مطیع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود

احیاء

از منظر حقوق (مدنیفقه) مقصود احیاء زمین های موات و مباحه است و مقصود از آن کارهائی است که در نظر عرف، آباد کردن محسوب شود. زراعت، کشت درخت، بنا ساختن از نمونه های آن هستند.

احیاء اراضی

اصطلاح تفضیلی احیاء است مانند زراعت، کشت درخت، بنا ساختن از نمونه های آن هستند.

احیاء موات (وآیین نامه عمران اراضی بایر و موات مصوب ۱۳۴۳/۱۰/۱۶ هیات وزیران شماره ۳۵۴۰۲ مورخ ۱۳۴۳/۱۰/۱۶)

اذن :از نظر (مدنیفقه)

اعلام رضای مالک (یا نماینده قانونی او) یا رضای کسیکه قانون برای رضای او اثری قائل شده است برای انجام دادن یک عمل حقوقی (خواه عمل حقوقی از عقود و ایقاعات باشد یا از تصرفات انتفاعی و یا استعمالی . لازم به ذکر است اذن علی الاصول یعنی قبل از انجام عملی مطرح شود و مورد قبول واقع شود، اذن بر خلاف اجازه که بعد از انجام کاری مطرح می شود.

عناصر وجودی و عدمی اذن عبارت است از :

الف: اذن اعلام رضا است از طرف کسی که قانونا ً صلاحیت این اعلام را داشته باشد.

ب: اذن یک عمل حقوقی است و ناشی از اراده است یعنی عمل غیر ارادی نیست.

ج: در اذن، قصد انشاء وجود ندارد یعنی اذن دهنده هیچ چیز را از نظر حقوقی بوجود اعتباری موجود نمی کند. بلکه فقط رفع مانع قانونی می کند مثلا تصرف در مال غیر قانوناً ممنوع است ولی مالک که به دیگری اذن در تصرف در مال خود را می دهد در حقیقت این منع را مرتفع می سازد و کار دیگری نمی کند و بعد از پیدایش این اذن، ماذون (یعنی کسی که اذن دارد) می تواند به کمک قصد خود در مال مورد اذن، تصرف کند. بنابراین اگر صاحب زمینی که در آن شن و ماسه وجود دارد بطور عام به مردم اذن بدهد که از شن و ماسه آن بردارند و تملک کنند و یک نفر بدون اطلاع از این اذن و بدون قصد تملک در شن و ماسه آن، مقداری شن و ماسه بردارد مالک آن نخواهد شد و تنها خاصیت این اذن نسبت به او رفع ضمان و مسئولیت مدنی از آن شخص است ولی هرگز آن شن وماسه جزء دارائی آن شخص به وراث او نخواهد رسید چون ملک او متعلق به او نشده است.

د: اذن ممکن است در امور مالی و غیر مالی باشد.

ه: اذن فی حد ذاته اقتضاء لزوم را ندارد یعنی لازم نیست مگر اینکه وجه ملزمی بر آ ن عارض شود.

به عنوان مثال (ماده ۱۲۰ قانون مدنی) که بیان می کند اگر صاحب دیوار به همسایه اذن دهد که به روی دیوار او تیر بگذارد یا روی آن بنا ایجاد کند هر وقت بخواهد می تواند از اذن خود رجوع کند مگر اینکه به وجه ملزمی این حق را از خود سلب کرده باشد.

و باز هم شایسته است در مقایسه با اجازه تامل نماییم، اذن، همیشه به فعلی تعلق می گیرد که هنوز واقع نشده است والا بعد از صدور یک فعل، اگر رضایت به آن فعل داده شود این اعلام رضا را اجازه می گویند نه اذن ولی در بسیاری از موارد اهل این فن رعایت موارد اذن و اجازه را نکرده اند.

ز: ممکن است شخص ماٌذون ، مولی علیه اذن دهنده باشد مانند سفیه نسبت به ولی خود (ماده ۱۲۱۴ قانون مدنی) که بدینگونه تصریح شده است: معاملات و تصرفات غیر رشید در اموال خود نافذ نیست مگر با اجازه ولی یا قیم او، اعم از اینکه این اجازه قبلاٌ داده شده باشد یا بعد از انجام عمل.

ح: اذن چون قائم بقصد انشاء نیست نه از ایقاعات است و نه از عقود مغذلک یک عمل ارادی (مانند اقرار و شهادت) است که منشاء آثارحقوقی است.

اراده :

الف: حرکت نفس، بطرف کاری معین، پس از تصور و تصدیق منفعت آن

ب: اراده بر مجموع قصد و رضا است.

اراضی

جمع ارض است (رک.ارض) که در فارسی به آن زمین گفته می شود .

اراضی آیش: یعنی اراضی که مالک دارد و این اراضی مزورعی باشد و مالک برای مدتی معلوم یا محدودی از کشت و زرع آن چشم پوشیده باشد.

اراضی بایر

عناصر آن چنین است :

الفبالفعل مالک داشته باشد. و مالک آن مشغول به کشت و زرع و آبادی نباشد و مالک برای مدت نامعلوم و نامحدودی از آبادی آن چشم پوشیده باشد.

بائر بر دو قسم است:

الف : بائر مفروز که مالک خاص دارد (یا مالک خاص داشته باشد).

ب: بائر مشاع که عده ای به اشتراک مالک آن بوده یا هستند مانند اراضی دیم کار قریه که بصورت بائر افتاده باشد.

اراضی خراج

(فقه) اراضی آباد دشمن که از راه به کار بردن نیروهای جنگی به دستور رئیس حکومت به چنگ مسلمانان افتاده باشد پس از اخراج خمس آن اراضی خراج نامیده می شود و متعلق به عموم ملت اسلام است خواه در تاریخ فتح آن اراضی زنده باشند خواه بعد به دنیا آیند و عین آن زمین ها غیر قابل انتقال است و قابل افراز نمی باشد و بهره آنها صرف نیازمندیهای عمومی می شود.

اراضی دایر

اراضی آباد و آیش را گویند در مقابل بائر و موات و اراضی متروکه است.

ارتداد این وازه حقوق (فقه است) نوعی از فساد عقیده سیاسی است و آن عبارت است از خروج مسلمان از دین اسلام. و اکنون مجازات آن در قانون مجازات فعلی حذف شده است اما چنانچه حکم آن را از منبع اسلامی استخراج کنند بزرگترین مجازات آن مرگ است.

ارتفاق از نظر حقوق (مدنیفقه)

حقی است برای ملک شخصی در ملک دیگری (مستند تعریف حق ارتفاق در ماده 93قانون مدنی) مانند حق عبور آب از ملک غیر و حق گشودن ناودان در زمین غیر.

ارتفاق بین المللی: محدودیتی است که یک دولت در حق حکمرانی خود بنفع دولت دیگر (از لحاظ فعل یا ترک) تحمل می کند ارتفاق مثبت مانند دادن حق عبور سپاه از خاک خود به دولت دیگر و کاپیتولاسیون و ارتفاق منفی مانند نساختن قلاع و استحکامات در پاره ای از نقاط کشور خود.

ارث : (فقهمدنی) ارث مسئله ای است که بعد از مرگ شخصی مطرح می شود و کلاٌ الباقی دارائی متوفی، بعد از کسر واجبات مالی و دیون و ثلث او را را ارث گویند و مالیات بر ارث به آن تعلق می گیرد.

(موانع) ارث

صفات یا افعالی که در وارث پیدا شود و او را از ارث بردن منع کند مانند استقتل و لعان و کفر و غیره.

(موجبات) ارث

حالت و وضع حقوقی وارث که به او قانوناَ حق می دهد که از متوفی ارث ببرد (که مطابق ماده ۸۶۱ قانون مدنی موجبات ارث دو چیز است سبب و نسب)

ارش (مدنی): یعنی تفاوت قیمت صحیح و معیوب روز تقویم مال مورد معامله بدین گونه که کسری است که تفاوت قیمت صحیح و معیوب روز تقویم مال مورد معامله است و مخرج آن کسر، قیمت صحیح روز تقویم می باشد. این کسر هر گاه ضرب در قیمت ثمن روز وقوع عقد شود ارش به دست می آید یعنی حاصل ضرب آن.

استثناء

در لغت به معنی اخراج از قاعده عام را گویند موضوع آن قاعده عام را (مستثنی منه) نامیده اند آنچه که از قاعده عام خارج می شود مستثنی نامیده شده است مثلا در ماده ششم قانون تجارت که می گوید: (هر تاجری باستثناء کسبه جزء مکلف است دفاتر ذیل ….. را داشته باشد …. ) یک قاعده عام دیده می شود که این است (هر تاجری مکلف است دفاتر ذیل …. را داشته باشد ….) که تاجر را مستثنی منه گویند .کسبه جزء که از حد شمول این تکلیف خارج شده اند مستثنی می باشند. در اصطلاح استثناء عبارت است از ازاله حکمی که شامل مستثنی منه است از مستثنی. یعنی حکم و تکلیف نگهداری دفاتر که شامل هر تاجر است از کسبه جزء برداشته شده است نه اینکه مفهوم کسبه جزء از مفهوم تاجر اخراج شود. در عمل غالباَ توجه به این امر نداشته و تصور می کنند که اساساَ کسبه جزء تاجر نیستند در حالیکه اگر کسبه جزء تاجر نبوده اند احتیاج به استثناء نبود و ماده ۱-۲ قانون تجارت هم تعریف تاجر و تجارت را شامل کسبه جزء هم قرار داده است البته در مفهوم عرفی به کاسب جزء تاجر گفته نمی شود ولی تمسک بعرف موقعی روا است که نص قانون وجود نداشته باشد (مقدمه عمومی علم حقوقصفحه ۸۵-۸۴)

استصحاب (فقه – دادرسی مدنی)

از لحاظ معنا استصحاب در لغت به معنی به همراه داشتن چیزی است.

اما در اصطلاح عبارت است از رعایت وضع یقینی سابق که بعدا در بقاء آن شک و تردید حاصل گردیده است مثلا در مورد غائب مفقودالخبر حیات و زندگی او که پیش از غیبت محسوس و یقینی بوده است و بعلت غیبت مورد شک قرار گرفته است استصحاب می شود تا وقتی که حکم موت فرضی او صادر گردد.

ماده اساسی راجع باستصحاب در قوانین جدید ماده ۳۵۷ آیین دادرسی مدنی و ماده ۸۷۳-۱۳۳۳ قانون مدنی می باشد. در مواردیکه حاجت باستصحاب باشد و مواد مزبور نارسا بنظر آید از ملاک این مواد مفهوم وسیع استصحاب را به دست می آورند عمل دادگاهها هم بر این است و اگر آن توسعه که اصل استصحاب در فقه دارد در عمل محاکم دیده نمی شود از جهت پیچیدگی متون علم اصول و در عین حال ناپخته بودن مسائل استصحاب است.

وسعت استصحاب به صورتی که در فقه دیده می شود پایه و اساس علمی ندارد. استصحاب در بعضی موارد با اماره و گاهی با فرض قانونی تطبیق می کند (مجله حقوقی دادگستری سال ۱۳۴۵-شماره یک – صفحه 10 به بعد)

لازم به ذکر است: در مورد ماهیت استصحاب نکات ذیل مورد توجه است:

الفزمان متیقن و زمان مشکوک دو تا است (بخلاف قاعده یقین و قاعده مقتضی و مانع)

بزمان شک و یقین ممکن است دو تا یا یکی باشد

جمتعلق شک و متعلق یقین باید واحد باشد

دشک و یقین باید در یک زمان جمع شوند (خواه مبداء حدوث یقین قبل از حدوث شک باشد یا بعکس باشد و یا مقارن باشند)

هزمان متیقن باید بر زمان مشکوک مقدم باشد والا استصحاب قهقری خواهد شد که حجت نیست.

استطاعت از منظر حقوق(مدنیفقهیجزایی)

مقصود از استطاعت انفاق کننده در لزوم دادن نفقه اقارب (پدر و مادر) این است که انفاق کننده زیاده از قوت یک روز و یک شب جهت خود (وزوجه و اطفال خود اگر داشته باشد) داشته باشد (مستند آن و ماده ۱۱۹۸ قانون مدنی) که بیان می کند : کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد. برای تشخیص تمکن باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.

استنطاق

(حقوق جزا)

یعنی مترادف این کلمه، تحقیق از متهم راجع به مورد اتهام از طرف مامور صلاحیتدار قضائی (بازپرسان و ضابطین عدلیه) و به اصطلاح لفظ، بازپرسی است. دادرسی که شغل او استنطاق است مستنطق یا بازپرس نامیده می شود.

استوارنامه

از منظر حقوق (بین الملل عمومی) حکمی است که از طرف روسای کشورها، به کنسولها و ماموران داده می شود.

امور حسبی

امور حسبی چیست؟

امری را گویند که دادگاهها باید بدون ملاحظه اینکه در مورد آنها اختلاف و مرافعه ای وجود پیدا کرده یا نه وارد رسیدگی شوند و تصمیم اخذ کنند..

حسبه بر وزن ترمه از مفهوم اعتراض و تعرض به امری گرفته شده و امور حسبی اموری است که اقدام مقامات رسمی در آنها نیاز به خصومت دعوایی و تظلم ندارد بلکه مقامات صلاحیتدار باید ارتجالاٌ متعرض و متصدی و مباشر آن امور شوند . امور حسبی از مقوله عبادات و خیرات، لازم نیست باشد.

مانند مقوله ارث، وراث، ماترک، حکم رشد، وصیت نامه و …

نقل از وکیل دادگستری

قانون جديد سهم الارث زنان

مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 6 بهمن 1387 ماده 946 قانون مدنی را به شکل زیر اصلاح کرد:
بر اساس ماده 946 قانون مدنی زوجه از همه اموال زوج ارث مي‌برد و زوجه در صورت فرزند دار بودن زوج، يك هشتم از عين اموال منقول و يك هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان را به ارث مي‌برد و در صورتي كه زوج، هيچ فرزندي نداشته باشد، سهم زوجه يك چهارم از همه اموال به ترتيب فوق است:
بر اساس بخش ديگري از اين قانون، در صورتي که زوج هيچ فرزندی نداشته باشد سهم زوجه يک چهارم از کليه اموال به ترتيب فوق است. اين قانون همچنين تصريح دارد که هرگاه ورثه از ادای قيمت امتناع کنند، زن مي‌تواند حق خود را از عين اموال استيفا کند.

1.درخـصـوص ايـنکـه مـلاک تـاريخ فوت متوفا مي‌باشد بهتر است به نظريه مشورتي شماره 368- 1/7-88 مورخ 3 خرداد 1388 اداره کل امور حقوقي و اسناد و امور مترجمين قوه قضاييه اشاره شود؛ به اين مضمون که:

1-با اصلاح مواد 936 و 938 قانون مدني در تاريخ 6 بهمن 1387 در مجلس شوراي اسلامي و قطعيت آن، اين قانون لازم‌الاجرا مي‌باشد.
2-مطابق ماده 3 قانون مدني اثر قانون نسبت به آتيه است و نسبت به ماقبل خود اثری ندارد؛ مگر اينکه در خود قانون ترتيب ديگری مقرر شده باشد.

بنابراين با اصلاح مواد 936 و 938 قانون مدني، تسری ميراث زوجه به قيمت عرصه، تابع قانون زمان فوت متوفاست؛ نه قانون زمان صدور گواهي انحصار وراثت يا تقسيم ترکه.

از مجموع مطالب گفته شده دو نتيجه به طور خلاصه حاصل مي‌‌شود:

1-مواد 936 و 938 اصلاحي قانون مدني از تاريخ 7 فروردين 1388 لازم‌الاجرا هستند.

2- ملاک در تعيين حصه زوجه از ماترک متوفا تاريخ فوت اوست؛ نه تاريخ صدور گواهی انحصار وراثت

ارث

درمورد ارث مطلب بسیار است اما تلاش ما این است که برای افرادی که جسته گریخته مطالبی از حقوق بیگانگان در مود ارث دریافت نمودند و تطبیق آن را با حقوق ایران نمی دانند بطور اختصار تا بازگو نماییم.ارث بردن واقعه ای است که بعد از مرگ مورث محقق می شود در حالیکه وصیت کردن قبل از مرگ شخص اموالش را وصیت می کند . به عبارت حقوقی ارث و وصیت دو عنوان جداگانه است که باهم پیوند و قرابتی ندارند.

نکته دیگر این است که ایرانیانی که خارج از ایران زندگی میکنند واقامت دارند قانون حاکم بر ارث آنان قانون ایران است نه دولت متبوع خارجی .و ماده 967 قانون مدنی بدین گونه بیان نموده : ترکه منقول یا غیر منقول اتباع خارجه که در ایران واقع است فقط از حیث قوانین اصلیه از قبیل قوانین مربوط به تعیین وراث مقدار سهم الارث آنها و تشخیص قسمتی که متوفی می توانسته است به موجب وصیت تملک نماید تابع قانون دولت متبوع متوفی خواهد بود
نکته دیکر : قانون حاکم ارث برای ایرانیان غیر شیعه تابع مذهب آنان است .
البته قانون ارث برای ایرانیان رزتشتی کلیمی و مسیحی بر طبق آیین مذهبی آنان است

نکته بعدی : میزان سهم الارث در حقوق ایران بر اساس طبقات ارث می باشد :
1- طبقه اول پدر ومادر و اولاد و اولاد اولاد هستند
2- طبقه دوم اجداد( پدربزرگ یا مادر بزرک یا هردو زنده باشند
3- طبقه سوم عمه ها و عموها و خاله ها و دایی ها و فرزندان آنان میشود
شایان ذکر است که اگر طبقه اول زنده باشند طبق دوم ارث نمی برند و همچنین اگر طبقه دوم فقط زنده باشند طبقه سوم ارث نمی برند به عنوان مثال شخصی می میرد و دوسال پس از او پدرش می میرد بنابرین فرزند وی دیگر ارث از پدر بزرگ نمی برد مثال دیگر شخصی میمیرد و یک فرزند و یک خواهسر ویک برادر زنده دارد در این صورت فقط فرزندش ارث می برد و خواهر وبرادرش که از طبقه دوم هستند، دیگر ارث نمی برند .
نکته دیگردر مورد ارث زن است : زن از شوهر در صورت داشتن فرزند یک هشتم ارث می برد و چنانچه آن مرد سه یا چهار همسر عقد دائم داشته باشد فقط همین یک هشتم ما بین آنان تقسیم می شود .و اگر شوهرش فرزند نداشته باشد یک چهارم ارث می برد وهمچنین اگر چند همسر داشته، فقط همین یک چهارم میان زنان تقسیم می شود .وزنی که در اثر ازدواج منقطه علقه زوجیت دارد از همسر متوفایش ارث نمی برد و ارداه شوهر چنانچه اینگونه باشد که همسر ش که صیغه اوست ارث از او ببرد اثر قانونی ندارد .
در مورد ارث مرد : مرد از زن در صورتی که زن فرزند نداشته باشد یک دوم ار ث می برد ودر صورتی که زن فرزند داشته باشد یک چهارم ارث می برد .و اگر زن بمیرد و وراثی نداشته باشد شوهر تمام ترکه زن را ارث می برد ولی اگر شوهر بمیرد و وراث نداشته باشد زن همان نصیب خود را می برد و بقیه دارایی شوهر او همانند ترکه بی وراث ، به دولت داده می شود (مستند ماده 949 قانون مدنی )
نکته دیگر در مورد جنین است که اگر جنین دنیا بیاید و فقط یک گریه کند و بمیرد ارث می برد (ماده 875 قانون مدنی )و تا زمانیکه دنیا نیامده ومورثی بمیرد در آن هنگام که تقسیم ماترک می کنند سهم یک پسررا برای او کنار میگذارند .

نکته بعدی شک : مطابق ماده 1159 قانون مدنی : هر طفلی که بعد از انحلال نکاح متولد می شود ملحق به شوهر است مشروط بر اینکه مادر هنوز شوهر نکرده و ازتاریخ انحلال نکاح تا روز ولادت طفل بیش از ده ماه نگذشته باشد، مگر آن که ثابت شود از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر از شش ماه و یا بیش از ده ماه گذشته باشد .و یا شک در مورد تاریخ فوت دو نفر در یک زمان مرده باشند در این خصوص مطابق ماده 874قانون مدنی ( اگر اشخاصی که بین آنها توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از آنها معلوم و دیگری از حیث تقدم و تاخر مجهول باشد، فقط آن که تاریخ فوتش مجهول است از دیگری ارث می برد . مثلا دو نفر در دریا در یک کشتی غرق شده بمیرند و یکی از آنان به طریقی مشخص شود که در چه زمانی مرده، آن دیگری مشخص نشود آن که تاریخ مرگش نامشخص است ارث می برد .)
نکته بعدی : فرزند خواندگی، کودک فرزند خوانده از جهت حضانت و ولایت و افاق در حکم فرزند خانواده است اما فرزند خوانده از زن و شوهر ارث نمی برد و پدر و مادر از زمره وراث فرزند خوانده محسوب نمی شوند .

گواهی انحصار وراثت

از زبان وکیل:از جمله مواردی كه نوعا گریبا نگیر تمامی افراد جامعه بود ه و یا خواهد بود فوت یكی از بستگان نزدیك است كه آثاری از جمله لزوم تعیین تكلیف مایملك وی و میزان سهم و حقوق وراث را بدنبال دارد موضوعی كه بسیار مورد سوال است، چگونگی و تشریفات دادرسی مر بوط به صدور گواهی انحصار وراثت است . در این نوشتار سعی شده اقداماتی كه به منظور اخذ گواهی انحصار وراثت لازم است، به زبانی ساده بیان گردد .

مدارك لازم برای تقا ضای انحصار وراثت (حصر وراثت):
– شنا سنامه و گواهی فوت متوفی : 
پس از فوت متوفی مراتب توسط اداره ثبت احوال ثبت گردیده و شناسنامه فوت شده باطل و گواهی فوت صادر می گردد. ارایه اصل گواهی فوت و كپی برابر اصل شده آن به ضمیمه در خواست الزامی است .
اسامی كلیه وراث می بایست در فرم مخصوصی كه توسط دادگستری در اختیار متقاضیان قرار می گیرد نوشته و توسط 2 نفر از اشخاصی كه وراث و متوفی را می شناسند در یكی از دفاتر اسناد رسمی امضاء شده و امضاء ایشان نیز توسط دفاتر اسناد رسمی گواهی شود .
وراث باید پس از فوت متوفی لیست كلیه اموال و داراییهای منقول و غیر منقول متوفی را به اداره دارایی حوزه محل سكونت متوفی ارایه نمایند و رسید آنرا دریافت داشته و بهمراه تقاضای گواهی انحصار وراثت به دادگاه تقدیم نمایند .
متقاضی انحصار وراثت می بایست علاوه بر شناسنامه خود كپی برابر اصل شده شناسنامه سایر وراث را نیز تهیه و به دادگاه تقدیم نماید ارایه اصل شناسنامه ها جهت ملاحظه توسط مدیر دفتر دادگاه الزامیست .
پس از تهیه مدارك فوق الذكر متقاضی باید دادخواستی به خواسته صدور گواهی انحصار وراثت تنظیم و همراه مدارك یاد شده به دادگاه ارایه نماید .

– دادخواست را به كدام دادگاه ارایه نماییم ؟
مطابق ماده 20 قانون آیین دادرسی در امورمدنی دعاوی راجع به تركه متوفی در دادگاه محلی كه آخرین اقامتگاه متوفی در ایران آن محل بوده و اگر آخرین اقامتگاه متوفی معلوم نباشد رسیدگی در صلاحیت شورایی است كه اخرین محل سكونت متوفی در ایران در حوزه آن بوده است ،بنا براین مرجع صالح جهت تقدیم دادخواست انحصار وراثت شورایی است كه آخرین محل سكونت متوفی بوده است .

اشخاص صلاحیت دار برای ارایه دادخواست انحصار وراثت :
وراث متوفی و اشخاص ذینفع (هر شخصی كه منفعتی در اموال متوفی دارد) می توانند ازشورای حل اختلاف تقاضای صدور گواهی انحصار وراثت نمایند نكته قابل توجه اینكه چنانچه وراث و یا اشخاص ذینفع متعدد باشند نیازی به در خواست همگی آنها نمی باشد و اقدام یك نفر از افراد مذ كور برای امضاء وارایه دادخواست كافی است .

تشریفات دادرسی پس از تقدیم دادخواست :
شورا پس از ملاحظه اسناد و مدارك مربوطه با هزینه متقاضی در خواست وی را یك نوبت در یكی از روزنامه ی كثیر الا نتشار یا محلی آگهی می نماید . پس از گذشت یك ماه از تاریخ نشر آگهی در صورتی كه كسی به آن اعتراض ننماید .بدون تشكیل جلسه رسیدگی و دعوت از وراث گواهی انحصار وراثت كه بیانگر مشخصات و تعداد وراث و نسبت آنها با متوفی و سهم ایشان از ما ترك است صادر می نماید . در صورتیكه پس از نشر آگهی كسی به مفاد دادخواست معترض باشد و اعتراض خویش را تقدیم دادگاه نماید شورا جلسه ای راجهت رسیدگی تعیین نموده و به متقاضی و معترض ابلاغ می نماید پس از رسیدگی حكم مقتضی صادر می نماید كه قابل تجدید نظر خواهد بود .

نكات قابل توجه در گواهی انحصار وراثت :
1- در صورتی كه در زمان فوت نطفه ای منعقد شده باشد جنین نیز جز وراث قرارمی گیرد و باید در دادخواست مربوطه قید شود
2- در صورتی كه برای محجور قیم مشخص نشده باشد دادستان می تواند به در خواست گواهی انحصار وراث اعتراض نماید .
3- در صورتی كه بهای تركه بیش از 10 میلیون ریال نباشد ضرورتی برای نشر آگهی نیست در این حالت دادگاه با ملاحظه مستند است و مدارك تقدیمی اتخاذ تصمیم می نماید .
4- در مورد وراث روستاییان در صورتی كه بهای تركه بیش از ده میلیون ریال باشد آگهی برای یك بار ودر یك روز در معابر و اماكن عمومی روستای محل اقامت متوفی نصب خواهد شد و نیازی به نشر آگهی در جراید نیست .
در صورتیكه متقاضی نام یك یا چند تن از وراث را دردادخواست اعلام ننماید، عمل وی در حكم كلاهبرداری بوده با شكایت ایشان قابل تعقیب و مجازات خواهد بود . 3-رسید گواهی مالیاتی (مالیات بر ارث ) 4- كپی برابر اصل شده شناسنامه وراث : 5-دادخواست : 2- استشهادیه محضری

آیا می دانید که هیچ کس نمی تواند تمامی اموالش را وصیت کند، که از میان وراثش فقط به یک نفر برسد؟

هیچ کس نمی تواند تمامی اموالش را وصیت کند، که از میان وراثش فقط به یک نفر برسد…

در قانون مدنی،  ماده 843 ذکر شد: وصیت زیاده بر ثلث ترک نافذ نیست. مگر به اجازه وراث و اگر بعضی از ورثه اجازه دهد، فقط نسبت به سهم او نافذ است !