برائت یا رضایت

برائت یا رضایت

گفت و گو با مدیر گروه فقه و حقوق دانشگاه علوم قضایی

دکتر علی اکبر فرحزادی

درباره اصول حاکم بر روابط پزشک و بیمار

طبق موازین فقهی به نظر شما اساسا چه مسئولیت هایی نسبت به عمل طبیب متصور است؟

به طور کلی مسئولیت طبیب به مسئولیت مدنی و مسئولیت کیفری قابل تقسیم است که در مبانی فقهی نیز همین مسئولیت ها البته تحت عناوین دیگری نسبت به طبیب در نظر گرفته شده است.

گاهی اوقات در نتیجه عمل پزشک جرمی رخ می دهد. به نظر شما چند نوع جرم در این وضعیت قابل تحقق است؟

اگر عمل طبیب عمدی باشد، جنایت عمد است و قابل قصاص است. البته این موارد در عمل کم اتفاق می افتد. گاهی از اوقات می شنویم که پزشکی با آدم رباها همکاری می کند و مثلا فرد ربوده شده  را جراحی کرده و آدم رباها به این صورت کلیه وی را سرقت می کنند. این عمل جنایت عمد است و قابل قصاص است. البته برخی معتقدند که قصاص مختص به اعضای بیرونی انسان است.

به این ترتیب در فرض اخیر مطابق نظر آن دسته از فقیهانی که قائل به امکان قصاص اعضای درونی هم هستند، امکان قصاص پزشک شبیه جنایت عمد یا کلا خطاکارانه باشد. البته با توجه به این که طبابت، جراحی و درمان مشخصا با قصد انجام آن اعمال بر روی بیمار صورت می گیرد، غالبا خطای محض نخواهد بود. اکثر جنایاتی که در پی اعمال جراحی طبیب روی می دهد، ماهیتا شبه عمد محسوب می شود. به این ترتیب پزشک باید دیه صدمه وارد بر بیمار خود را بپردازد. البته شاید سخت گیریهای زیادی در مورد اعمال جراحی و اعمال ضروری  به نفع جامعه نباشد. برخی از فقها از قدیم به این موضوع توجه داشتند و با همین نگاه گفتند که اساسا طبیب حاذق ضامن نیست، مگر خطای پزشک محرز شود. مرحوم ابن ادریس موافق این نظر بودند که البته نظر اخیر خلاف نظر مشهور است. مشهور فقها بر این عقیده هستند که پزشک هرچند که حاذق و متخصص باشد و از فناوری های پزشکی جدید هم استفاده کرده باشد و از بیمار هم رضایت گرفته باشد، ضامن جنایات وارده خواهد بود.

قانون میان اخذ برائت و رضایت از بیمار از لحاظ مسئولیت مدنی پزشک فرق گذاشته است. بر این اساس در حال حاضر جلب رضایت بیمار برای مسئول نبودن پزشک کافی نیست، بلکه طبق ااوراق خاصی بیمار فرم برائت نامه را برای معافیت پزشک از مسئولیت پر می کند. به نظر شما تفاوت میان این دو در چیست؟

ما یک برائت داریم و یک اذن و رضایت. هر کسی که به پزشکی مراجعه می کند، در واقع اذن می دهد که درمان شود و راضی به درمان است. رضایت به درمان به معنای رضایت به جنایت ناشی از درمان نیست. بنابراین  مسئولیتی را از پزشک کم نمی کند. برائت یعنی ذمه طبیب را از ضمان احتمالی ابراء کند. البته در این جا مشکل مفقی خاصی تحت عنوان «ابراء مالم یجب» مطرح می شود. همان طور که ضمانت یا ساقط کردن آن چه که هنوز بر عهده شخصی قرار نگرفته است، درست نیست، برائت از آن چیز درست نیست. بعنی دینی که هنوز به وجود نیامده قابل بخشش نیست.. قبل از شروع به درمان، ذمه طبیب در برابر بیمار مشغول نیست، بلکه بعد از درمان و تلف و نقص عضو مشغول می شود. بنابراین این سوال مطرح است که با توجه به غیرممکن بودن برائت از مسئولیتی که هنوز به وجود نیامده است، چطور ما شرط برائت پزشک را از بین برنده مسئولیت بدانیم. در این زمینه تحلیل هایی مطرح شده است. به نظر من بهترین راه حل این است که بیمار یا اولیای دم تعهد می کند که زیان ناشی از درمان را مطالبه نکند. در واقع یک نوع شرط ترک فعل است.

در چند سال اخیر شاهد انجام اعمال جراحی زیبایی هستیم. آیا این دسته از اقدامات پزشکی منطبق با مبانی فقهی است؟

در مورد اعمال جراحی زیبایی اضطرار صدق نمی کند. مثلا اگر بیماری را در حالت اضطرار به بیمارستان آوردند و نه خود وی در حالتی است که اذن و برائت برای انجام عملیات درمانی دهد و نه همراهی دارد که رضایت و برائت دهد.

در حالت اورژانسی پزشک می تواند اقدامات درمانی را انجام دهد و اگر اتفاقی هم برای وی افتاد، پزشک اصولا مسئول نخواهد بود. ولی یک چنین حالتی برای جراحی و زیبایی معنا ندارد. آن جا مساله تخصص پزشک اهمیت پیدا می کند. البته جراحی زیبایی یک وضعیت خاص دیگری هم دارد که عبارت از این است که استثنائا تعهد پزشک در جراحی زیبایی، تعهد به نتیجه است. در حالی که تعهد پزشک در دیگر رشته های پزشکی تعهد به وسیله است. در جراحی پزشکی آلبوم هایی در مطب پزشک تعبیه شده که بنا به خواسته بیمار، چهره وی تبدیل به عکس انتخابی خواهد شد. به نظر من برای حفظ حقوق مردم در مقابل جراحی زیبایی که بر هر حال برای مردم جنبه ضروری ندارد و هزینه گزافی هم بر مردم تحمیل می کند، خوب است که مسئولیت پزشک در این نوع جراحی سخت تر شود. به خصوص اگر شخص غیرمتخصصی وارد عرصه جراحی زیبایی شود، باید کمال سخت گیری راجع به صورت گیرد. حتی می توان این عمل را به صورت خاص جرم دانست.