تاریخچه قانون کودک آزاری

شایان ذکر است صرف نظر از اینکه در دوران قبل از انقلاب قانونی در این خصوص وجود نداشته است….بعد از انقلاب نیز به دنبال افشاء شدن جنایتی در سال 1376 که حاکی از مرگ دلخراش کودکی بنام آرین گلشنی که بر اثر شکنجه مادر و برادر ناتنی وپدر ناتنی اش بود و سبب جریحه دارشدن احساسات مردم ایران شد و با روندی نه چندان مناسب بالاخره قانونی در این خصوص در سال 1381مصوب شد اما این قانون بقدری مختصر بود که فقط دارای 9 ماده بود وازچالش های بارز آن عدم مشخص شدن دستگاه های حمایتی بود( تا کنون هنوز این قانون اعمال می شود )
لازم به ذکر است که دستگاه قضائیه در سال 1388 بعد از 7 سال موفق شد مجددا لایحه ای در 59 ماده تحت عنوان حمایت از کودکان و نوجوانان تقدیم دولت نماید و بعد از 2 سال در سال 90 توسط دولت دهم این لایحه مورد تامل مجلس قرار گرفت بدینگونه که ابتدا 8 ماده آن حذف و بعد در خصوص یک ماده آن مجلس، به بررسی آن پرداخت و بعد از 7سال در مرداد سال 97 به تصویب مجلس رسیده است که هنوز هم در حال بررسی در شورای نگهبان می باشد البته این لایحه دارای 51 ماده است که نسبت به قانون سال 81 مزیت های بسیاری را داراست از جمله آن :
مهمترین مسئله مورد توجه در این قانون قانونگذاردر ماده۳۱آن است
– که قانونگذار تاکید کرده است : جرم عمومی محسوب شده است یعنی اگر چنین جرمی برای کودک یا نوجوان واقع شود و پدر، ولی، قیم وی اقدام نکنند دادسرا مستقیماً می تواند ورود پیدا کند .
و تاکید شده است : تمام جرایم موضوع این قانون جنبه عمومی داشته و بدون شکایت شاکی خصوصی قابل تعقیب می باشد و در صورت گذشت شاکی خصوصی تعقیب موقوف نخواهد شد.
-مجازات ها شفاف تر بیان شده است
تاکید قانونگذار بر مقابله با هرگونه صدمه و آزار کودکان از نظر جسمی و روانی است از ویژگی این قانون است و نیز تاکید مقنن بر نادیده گرفتن سلامت بهداشت روانی و جسمی کودکان و ممانعت از تحصیل از آنهاست
– طردشدن کودک و نوجوان از سوی خانواده و کم توانی جسمی و ذهنی طفل و نوجوان در نظر گرفته شده است و بسیاری از مسائل که مشمول جرم کودک آزاری محسوب می شود
درماده1) این قانون طفل و نوجوان تعریف شده است :
الف: تعریف طفل: یعنی هر فرد که به سن بلوغ شرعی نرسیده است.
ب: تعریف نوجوان: هر فرد زیر هجده سال که به بلوغ شرعی رسیده است.
ودر ماده 2 ) آن بیان شده است :تمام افرادی که به سن هجده سال تمام شمسی نرسیده اند، مشمول این قانون می باشند
در ماده 3 ) آن ، سیزده مورد وضعیت مخاطره آمیز طفل و نوجوان تاکید شده است که از این سو مورد حمایت قانونی قرار گیرد به عنوان مثال :در موارد ذیل مورد توجه قرارگرفته است
– بازماندن طفل و نوجوان از تحصیل-
طرد شدن طفل و نوجوان از سوی خانواده –
– در مورد فحشاء عنوان شده است:هرگونه به کارگیری و یا وادار کردن طفل و نوجوان در فعالیت ها جنسی برای خود یا دیگر
-در مورد سوء رفتاربیان شده است : هرگونه فعل یا ترک فعل عمدی که سلامت جسمی، روانی، اخلاقی یا اجتماعی طفل و نوجوان را در معرض خطر و آسیب قرار دهد؛ از قبیل ضرب وجرح، محبوس کردن، سوء استفاده جنسی، – توهین یا تهدید نسبت به طفل یا نوجوان یا قرار دادن او در شرایط سخت و غیرمتعارف و یا خودداری از کمک به وی افزود:
– در مورد بهره کشی اقتصادی تصریح شده : به کارگیری غیرقانونی طفل و نوجوان و یا وادار کردن یا گماردن او به کار یا خدمتی که از لحاظ جسمی، روانی، اخلاقی یا اجتماعی با نظر به وضعیت طفل و نوجوان برای وی مضر یا خطرناک باشد.
– یا تاکیده شده است :خشونت مستمر والدین، اولیاء، سرپرستان قانونی و یا سایر اعضاء خانواده نسبت به یکدیگراز مصادیق وضغیت پر مخاطره کودک و نوجوان است و موارد دیگر …..
بهر حال به نظر می رسدمجازات ها شفاف تر بیان شده است ولی مجازات ها اغلب درجه شش و هفت و هشت است
-برای مانع شدن تحصیل کودکان و نوجوانان در ماده ۷قانون موصوف عنوان شده :
هر یک از والدین، اولیاء یا سرپرستان قانونی اطفال و نوجوانان، مکلفند موجبات تحصیل آنان را فراهم نمایند و درصورت استنکاف با وجود فراهم بودن شرایط برای بار اول ملزم به انجام این تکلیف می شوند و برای بار دوم به جزای نقدی درجه هفت و برای مراتب بعدی به جزای نقدی درجه شش محکوم می شوند
– ماده۱۴) این قانون در مورد خودکشی بدینگونه بیان شده است :هرکس به هر نحو موجبات ارتکاب به خودکشی طفل یا نوجوان را فراهم آورد یا تسهیل کند و مشمول مقررات حد یا قصاص نشود، علاوه بر پرداخت دیه طبق مقررات، حسب مورد به ترتیب زیر مجازات می شود:
الف) هرگاه رفتار مرتکب موجب خودکشی منجر به فوت طفل و نوجوان شود، به مجازات درجه شش؛
ب) هرگاه اقدامات مرتکب موجب فوت طفل و نوجوان نشود، ولی منجر به ورود آسیب جسمی یا روانی به طفل و نوجوان شود به مجازات درجه هفت.
پ) هرگاه اقدامات مرتکب مؤثر واقع نشود، به مجازات درجه هشت.
اما در مورد جرایم مشمول مجازات حدود وقصاص و دیات قانونگذار در ماده 25 این قانون تاکید کرده است:
اعمال مجازات های موضوع این قانون، مانع از اجرای مجازات ها حدود، قصاص و دیات نخواهد بود و در صورتی که در سایر قوانین برای مرتکب جرم موضوع این قانون مجازات شدیدتری مقرر شده باشد، مرتکب به همان مجازات محکوم می شود.
از نوآوری دیگر این قانون تکالیفی برای وزارت آموزش وپرورش و صدا و سیما تصریح شده است .
در ماده۲۷ ) این قانون برای عدم انجام وظایف مسئولین مجازات پیش بینی شده است :و تصریح شده است :
هر یک از مسئولین یا کارکنان نهادهای حکومتی یا دستگاه های اجرایی که از انجام وظایف مقرر در این قانون امتناع نماید به انفصال از خدمات دولتی و عمومی درجه پنج محکوم می شود.
در خاتمه می توان اذعان کرد که این قانون مجازات هایش ضعیف است زیرا که پایه های شخصیت انسان در کودکی و نوجوانی شکل میگیرد و کودکان و نوجوانانی که این گونه صدمه می بینند آثار روانی آن هرگز از اذهانشان محو نمی شود ولی با این وجود همگان علی الخصوص حقوقدانان مترصد به تصویب نهائی وانتشار این قانون می باشند .

نقش خانواده در جوامع

بدون شک پایه و اساس بنیاد خوب هر کشور متشکل از استحکام خانواده خوبی است که به سادگی از هم گسیخته نمی شود و آنچه که سبب تداوم اتحاد و انسجام خانواده می شود روح تربیتی است که در سایه ایمان به رفتار درست در خانواده حاکم است .
علیرغم اینکه کوچک ترین واحد اجتماعی جامعه خانواده است ولی بدون شک پایه واساس بنیادی هر جامعه بزرگ مانند یک کشور واستحکام آن از خانواده های تربیت شده نسج می گیرد .
آنچه سبب می شود یک کشوراز آحاد ملتش استحکام گیرد ترکیبی از تربیت صحیح و ایمان به درست کاری در کوچک ترین واحد اجتماعی یعنی خانواده است .
فردی که در خانواده تربیت می شود اگر در تربیتش آموزه کردار نیک کم رنگ باشد وی در میان جامعه ممکن است بسان آفتی در کل آحاد جامعه بزرگ کشور لطمه پذیر باشد و حتی ثروت و دانش والدین عامل پرورش صحیح فرزند نخواهد بود بلکه تنها در سایه الغا والدین به فرزندشان در مورد درستکاری ونهادینه کردن کردار نیک در فرزند و نتیجه آن وجودیک فرد تربیت شده در جامع است که وی می تواند نقش موثری در واحد کوچک اجتماع (خانواده) و حتی در فرهنگ جامعه بزرکتر ( مملکت ) داشته باشد .
خدواند به انسان قدرت تفکر هدیه کرده است ولی اگر فکر انسان در مسیر منحرف بکار گرفته شود
نه تنها سبب از همگسیختگی خانواده اش می شود بلکه عامل بی نظمی و عدم آرامش کشور می شود، خانواده یک نهاد کوچک اما بنیاد یک کشور است
آنا که می پندارند چون ثروتمند هستند و فرزندشان با استفاده از ثروت و بی نیاز هستند و آینده خوب در انتظارشان هست، سخت در اشتباهند
استفاده از ثروت مادی در جهت رشد معنوی لازمه اش ایمان به کردارنیک و آگاهی است
در اختیار داشتن ثروت بدون داشتن تربیت صحیح خانوادگی و عدم ایمان به راستگویی و درستکاری به قول سعدی مانند تیغ برنای است در دست زنگی مست ..که نتیجه اش مخاطرهای است که نه تنها خود فرد مورد اصابت آن قرار می گیرد بلکه به جای رشد معنوی سبب انحطاط اخلاقی خانواده و حتی افول تربیت جامعه بزرگ مملکت می شود
یک خانواده وقتی محترم است که تک تک افراد آن متعهد به کردار نیک باشند، هر چند از لحاظ مادی فقیرباشند اما در تربیت خانوادگیشان ایمان راسخ به درستکاری و درستگویی باشد اما خانواده شریف می باشند خانواده ای که دارای فقر معنوی نباشد در گذر زمان ازلحاظ معنوی آنقدر محترم و شریف می شوند که در سایه اعتماد همنوعان خود در حیطه تخصص خود موفق خواهند بود و کاملا غنی می شوند
یک خانواده با ایمان راسخ به درستکاری مانند گل سر سبد در میان آحاد جامعه بزرگ می درخشند افراد یک خانواده شریف هر یک سکاندار هدایت بسوی رضایتمندی خداوند می باشند آنان در فراز ونشیب های زندگی هرگز سکان درستکاری، درست اندیشی و حتی گفتار نیک را رها نمی کنند و در یک جامعه بزرگ که افرادش اینگونه وارسته باشند ، در جوامع بزرگ نیز درخشنده هستند و در سایه وجود این وارستگان نبوغ بالقوه افراد به فعل نمایان می شود و کشوری که اغلب افرادش اینگونه باشند مسلما تعداد نوابغ و مکتشف و مخترع و مبتکرآن بسیار است .
اجتماع بزرک از اجتماع کوچک شکل می گیرد و اجتماع وارسته از تعداد افراد تربیت شده و با ایمان تشکیل می شود و روح الهی همواره برخانواده وارسته جریان دارد و یک یک افراد یک خانواده وارسته را به سوی موفقیت سوق می دهد .
رهبری یک خانوده با والدین است و والد وارسته، هادی فرزندان خود به وارستگی است
در اجتماعی که دارای یک رهبر خوب است ( پدر ) و پذیرش احترام در سایه مهرورزی والدین، به فرزند سبب تشکل یک اجتماع منظم و سازمان یافته است که به دنبال آن آرامش در خانواده حاکم می شود
از زمانی که فرد، نقش پدر و مادر را عهده داراست مسئولیت سنگین را پذیرفته است و چنانچه پدر و مادردارای این باور ( ایمان به درستکاری و صداقت و…) باشند هرگز در فرازونشیب زندگی خانواده را رها نمی کنند و اگر والدین به خاطر سنگینی مسئولیتشان تعهداتشن را نادیده گیرند و خانواده را رها کنند از منظر نظام کائنات مسول میباشند و مسلما مسبب این لطمات می باشند .
فرزندی که نظارگر مهروزی پدر و مادر باشد مهر وزی در وجودش نهادینه می شود فرزندی که نظارگر مسئولیت والدین خود است مسئولیت در وجودش نهادینه می شود و فرزندی که هرگز خیانت از پدر و مادر نمی بیند در زندگی شخصی خود سدر آینده در ایجاد خانواده وتشکل زندگی زناشویی اش رفتار خوب اعمال می کند
درخاتمه جان کلام این است که افراد خانواده اگر ایمان به راستگویی و درستکاری داشته و متعهد به ایفای مسئولیت خود باشند همواره موفقند
و

مشاوره حقوقی با وکیل دادگستری