شریک جرم

  شریک جرم

چنانچه چند نفر در ارتکاب عمل مجرمانه با هم همکاری نموده و در انجام عملیات اجرائی جرم مشارکت کنند این افراد را با وجود دو شرط، شرکاء جرم نامند و با این که قانون مجازات اسلامی، مجازات شک جرم را با مجازات فاعل مستقل یکی دانسته بر حسب اختلاف تاثیر و دخالت آنان در ارتکاب جرم ، مجازات هر یک از آنان تعیین م شود، این دو شرط عبارت است از:

1-علم و اطلاع آنان از ماهیت عمل ارتکابی، مثلاٌ شرکاء در عمل دزدی بدانند که درعمل دزدی همکاری می کنند و الا اگر به تصور اسباب کشی منزل، عمل را انجام می دهد و عنوان هیچکدام از جرائم بر اعمال آنها منطبق نیست مجازات محسوب نخواهد شد .

2- در انجام عملیات اجرایی، جرم با هم مشارکت و همکاری کنند مثلاٌ در جرم سرقت، یکی کلید گاو صندوق را باز کرده و دیگری پول را برداشته و سومی در حمل پول به مکان دیگر شرکت داشته است و الا اگر کسی درراه ایستاده اگر کسی بیاید یا اطلاع پیدا کند مرتکب را مطلع سازد این شخص شریک محسوب نمی گردد گرچه ممکن است به عنوان معاون جرم او را مجازات کنند .

شرکت در جرم در پاره ای از موارد موجب تشدید مجازات و در برخی از موارد موجب تخفیف مجازات می شود مثلاٌ در مورد سرقت از این جهت که قانونگذار برای حفظ و تامین اموال مردم اهمیت خاصی قائل است اگر سرقت ساده و بوسیله یک نفر انجام گیرد به موجب قانون مجازات عمومی بین دو ماه تا دو سال حبس تادیبی در نظر گرفته شده است در حالی که اگر این سرقت بوسیله چند نفر انجام گیرد مجازات آن بر طبق 4 ماده 226 همان قانون بین شش ماه تا سه سال حبس تادیبی تعیین شده است اما در مورد قتل یا ضرب و جرح چنانچه مرتکب در بین عده ای که شرکت در جرم دارند معلوم نباشد مجازات آن کمتر است از موردی که مرتکب، یکی و مشخص است .

حدود مسئولیت کیفری اطفال

  حمایت قانونی طفل در امور کیفری

اطفال در صورت ارتکاب جرم مبری از مسئولیت کیفری هستند و تربیت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عندالاقتضاء کانون اصلاح و تربیت اطفال می باشد (ماده 49 قانون مجازات اسلامی )

هرگاه برای تربیت اطفال بزهکار تنبیه بدنی آنان ضرورت پیدا کند، تنبیه بایستی به میزان و مصلحت باشد (تبصره 2 ماده 49 قانون مجازات اسلامی )

منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد (تبصره 1 ماده 49 قانون مجازات اسلامی )

سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر 9 سال تمام قمری است.( تبصره 1 ماده 1210 قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1361)

مطابق ماده 50 قانون مجازات اسلامی : چنانچه نابالغ مرتکب قتل و جرح وضرب شود عاقله ضامن است لکن در مورد اتلاف مال اشخاص خود طفل ضامن است و ادای آن مال از مال طفل به عهده ولی طفل است .

جنایت عمد و شبه عمد نابالغ به منزله خطای محض وبرعهده عاقله می باشد.

عاقله مطابق قانون عبارت است از بستگان ذکور نسبی پدری ومادری به ترتیب طبقات ارث بطوری که همه کسانی که حین الفوت می توانند ارث ببرند به صورت مساوی عهده دار دیه خواهند بود ( تبصره ماده 306 و مواد 307 و 221 قانون مجازات سلامی )

نکته مورد توجه آن است که قانونگذار، به جهت تسامح، برای طفلی که مرتکب قتل می شود مجازات قصاص پیش بینی نکرده است

و برای جبران این فعل قتل، از سوی اطفال،  مقرر نموده : عاقله طفل باید دیه مقتول را بپردازد .

مطابق تبصره ماده 221 قانون مجازات اسلامی :در جرائم قتل نفس یا نقص عضو اگر جرم ارتکابی عمدی باشد و مرتکب صغیر یا مجنون باشد و پس از بلوغ یا افاقه مرتکب ، مجنی علیه در اثر سرایت فوت شود مستوجب قصاص نمی باشد.

 یعنی اگر طفلی شخص بالغی را مورد ضرب وشتم قراردهد وچندی بگذرد و طفل بالغ شود و مجنی علیه فوت نماید در این خصوص هم مرتکب ، مجازات قصاص نمی شود

حال اگر شخصی طفل( غیر ممیز)  را وادار کند که شخصی را به قتل رساند یعنی طفل بدون تمایل خود این کار را با اکراه انجام دهد یعنی طفل اکراه شونده باشد ، طفل مبری از مجازات است و اکراه کننده قصاص می شود در حالی که اگر شخص بالغی شخص بالغ دیگری را وادار به قتل نماید  مرتکب قصاص می شود ولی مجازات اکراه کننده یا امر کننده (آمر) حبس ابد است .

و  رای وحدت رویه دیوان عالی کشور در این خصوص به (شماره 2) مقرر می دارد : مطابق مواد 1183 و 1216 قانون مدنی، در صورتی که صغیر باعث ضرر غیر شود خود ضامن است و مسئول جبران خسارت است و ولی او به علت اهلیت صغیر، نماینده قانونی وی می باشد . بنابرین ضرر و زیان ناشی از جرم به عهده شخص متهم صغیر است و محکوم به مالی از اموال خود او استیفاء خواهد شد.

 نقل از وکلای دادگستری و مشاوران حقوقی در تهران

مجازات اعدام بهتر از مجازات حبس ابد برای جنایتکاران

آیا میدانید مجازات اعدام بهتر از مجازات حبس ابد برای جنایتکاران است ؟

زیرا چه بسا جانی که پس از قتل محکوم به مجازات حبس ابد شود به جهت نا امیدی از خلاصی زندان واز سویی به جهت جلب توجه یابه عبارت بهتر زهر چشم گرفتن در زندان قلدر نمایی می کند و واهمه ای هم ندارد زیرا او مطمئن شده که حکومت براو قانون وضع شده ای به نام اعدام حال از هر نوعی چه تیرباران وغیره ندارد و با کمال شهامت هر کاری برای قلدری و زور گیری از دیگر زندانیها انجام میدهد زیرا دیگر مجازات مرگ در انتظار او نمیباشد . البته منظور دراینجا جانی اتفاقی نیست بلکه جانی به عادت است.