توصیه وکیل دادگستری

برغم اینکه بسیاری افراد معتقدند که هرچه بدانی مشکلاتت بیشتر می شود خلاف این حرف مصداق دارد، زیرا که عدم آگاهی نه تنها  سبب سد راه حل مشکلات  می شود و آنجایی که فردی با ذکاوت  باشد، به سبب عدم آگاهی و مدعی بودن بجای حلال مشکلات خود، آرامش خود و دیگران را هم بر هم می زند و خدا نکند که همچنین شخصی برای خود وکیل مدافع  منتخب کند و با ادعاهای خود بی چون چرا حرفی که نسنجیده باشد را میخواهد به کرسی وکیل بنشاند، به عقیده من برای هر مصیبت و مشکلی راه چاره است ولی خدا نکند که یک وکیل به گیر موکل پر مدعا و بد بین بیفتد که اینجا است که داستان خیلی غم انگیز می شود چرا که این موکل عزیز پر مدعا بر حرف نسنجیده خود پا فشاری دارد و به عبارت دیگر می گوید مرغ سیاه یه پا دارد و لاغیر ……….

بیشتر ظلمها از روی عمد نیست بلکه از روی جهل و ناآگاهی است و ما برای تمامی موکلین خود آرزوی بیداری و آگاهی داریم.

اعظم شفایی، وکیل دادگستری و مشاور حقوقی

تفاوت میان عقد معاوضه و عقد قرض با عقد بیع

 عقد بیع و تفاوت با معاوضه

همین که اندیشه مبادله کالا ها مطرح شد، نخستین را ه حلی که به نظر رسید این بود که هر تولید کننده آنچه را زیاده از میزان نیاز خود دارد،  با کالایی که خواهان آن است “معاوضه ” کند . ولی رشد نیازهای گوناگون  کشاورزی وصنعتی، را ه حل ابتدایی را دشوار ساخت، زیرا  یافتن کسی که خواهان فرآورده های تولید کننده باشد و کالای مورد نیاز او را نیز تهیه کند،  ساده نبود وسیله ای لازم بود که این تعاون اجتماعی را آسان کند، وسیله ای که مورد همگان باشد تا تولید کننده بتواند کالای زاید خود را با آن مبادله کند و با صرف آن مالی را که نیاز دارد تهیه سازد. این وسیله همگانی، که معیار ارزشها و واسطه بین تولید کننده و مصرف کننده قرار گرفت (پول) بود. رفته  رفته همه این راه ساده تر را برگزیدند و کالایی را که بیش از نیاز شخصی داشتند با پول مبادله کردند و از همین جا مفهوم “بیع” بوجود آمد و خرید  وفروش به عنوان ساده ترین وسیله توزیع ثروت متداول گشت.  معاوضه اختصاص به مبادله کالا به کالا پیدا کرد و بیع ویژه مبادله کالا با پول گشت.

امتیاز بین معاوضه و بیع در عرف تجارتی ما نیز به همین ترتیب است. امروزه اگر کسی گندمهای مزرعه خود را با قطعه فرشی مبادله کند میگویند  این دو نفر فرش و گندم را معاوضه کرده اند و بر چنین نام معامله ای “بیع “یا خرید وفروش نمیگذارند. همچنین، اگر شخصی اتومبیل خود را در برابر مبلغی پول به دیگری انتقال دهد، گفته نمی شود که او اتومبیل را با پول معاوضه کرده است.

ماده 338 قانون مدنی این تحول عرفی را دنبال نکرده است و در تعریف بیع میگوید (بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم). این گشاده دستی بر قلمرو بیع می افزاید زیرا تملیک عین در برابر هر عوض، خواه پول باشد یا کالا و خدمت، بیع است و دخالت پول در مبادله ضروری نیست. ولی این پرسش را مطرح می  کند که تفاوت بین بیع و معاوضه چیست و از کجا می توان فهمید که مبادله دوکالا بیع است یا معاوضه ؟

باید دانست که یافتن  معیار تمییز بیع و معاوضه آثار مهم عملی دارد: از جمله این که پاره ای از خیارات ( مانند خیار تاخیز ثمن ) ویژه عقد بیع است و در معاوضه راه ندارد .حق شفعه یا فروش سهم مشاع یکی از دو شریک بوجود می آید ولی معاوضه این سهم برای شریک دیگر چنین حقی ایجاد نمی کند …. و مانند اینها .

تمییز بیع و معاوضه وابسته به قصد مشترک دوطرف است: اگر آنان خواسته باشند که دو چیز را هیچ امتیازی با هم مبادله کنند، توافق آنان تابع قواعد و معاوضه است، و هر گاه چنین اراده کنند که یکی از دوعوض مبیع و دیگری بهای آن باشد، قراردادی که بسته می شود بیع است. ولی هنوز این اشکال باقی است، که اگر در قراردادی که تنظیم می شود نامی از بیع یا معاوضه برده نشود، چگونه میتوان به خواست واقعی دو طرف پی برد و آیا اماره ای دادرس را در این تحلیل یاری میکند ؟

داوری عرف و اعتماد برغالب این اماره را در ذهن می پرورد: در موردی که اشخاص در برابر حکم عرف سکوت میکنند، نشانه ان است که خواست انان با انچه متداول است تفاوت ندارد پس، هنگامی که اراده ها به صراحت بیان  نمی شود و در ماهیت عقد اختلاف وجود دارد، دادرس باید ملاکی را که عرف در تمییز بین معاوضه و بیع پذیرفته است رعایت کند: مبادله کالا را پول به پول بیع بداند و مبادله کالا به کالا را معاوضه.

تفاوت عقد بیع وعقد اجاره

واژه “عین“در ماده 338 قانون مدنی برای این است که مفهوم بیع از اجاره ممتاز شود و  تاریخ فقه نشان می دهد که قید عین در تعریف بیع به همین منظور بوده است. زیرا اجاره تملیک”منفعت” به عوض معلوم، است با وجود این، گاه تمییز ماهیت عقد دشوار است:

به عنوان مثال باغداری محصول درختان خود را که در یک دوره بهره برداری به بار فروشی انتقال می دهد میوه درخت، درعین حال که خودعین مستقلی است و می تواند مورد خرید و فروش قرار گیرد، منفعت نیز هست و به عنوان منافع باغ می تواند به وسیله اجاره منتقل شود. پس باید دید توافقی که در باب انتقال میوه انجام شده بیع است یا اجاره ؟

مثال دیگر: شرکتی ماشین آلات صنعتی را در برابر گرفتن مبلغی سالیانه در اختیار دیگر میگذارد و شرط میکند که در پایان مدت سه سال اگر اگر مستاجر بخواهد ماشین ها را تملک کند، باید مبلغی سرانه یپردازد تا معادل با بهای آنها شود، یا فروشنده، اتومبیل سواری را در اختیار شخصی قرار دهد که او ماهیانه اقساط معینی را بپردازد و تادیه آخرین قسط اتومبیل به مالکیت او در آید. دو قرارداد، از جهتی به اجاره می ماند و به همبن اعتبار: اجاره به شرط تملیک نامیده می شود و از لحاظ مقصود نهایی دو طرف به بیع نزدیکتر است.

تفاوت بین عقد بیع وقرض

قانون  مدنی در ماده 648 در تعریف فرض گفته است ( قرض عقدی است که به موجب آن احد طرفین مقدار عینی از مال خود را به  طرف دیگر تملیک می  کند که طرف مزبور مثل آن را از حیث مقدار و وصف رد نماید در صورت تعذر رد مثل ، قیمت یوم الرد را بدهد) بنابراین، قرض نیز مانند بیع عقدی است تملیکی و معوض و باید دید چه چیزاین دورا از هم متمایز می کند.

این امتیاز را با اندک تامل می توان از ماده 648 استنباط کرد: راست است که در قرض نیز مالی که تملیک می شود رایگان نیست، ولی مبادله ای صورت نمی پذیرد مقترض باید مثل آنچه راگرفته به طلبکار پس بدهد و در آن مفهوم داد وستد و معامله وسود جویی راه  ندارد ولی در بیع،  مالی با مال دیگر مبادله می شود و هر طرف می کوشد تا مالی را که به دست می آورد از آنچه داده است با ارزش تر است باشد به همین جهت، در بیع باید مقدار و خصوصیتهای دومالی که مبادله می شود معلوم باشد. همچنین، معادله بین دو عوض، اگر به شدت بر هم خورد طرف مغبون اختیار فسخ معامله را پیدا میکند  ودر حالی که هیچ یک از این احکام در قرض مصداق پیدا نمی کند.

 تحلیل بیع و قرض این  تفاوت را روشن ترمی کند: در بیع، دو تملیک انجام می شود و اراده مشترک دو طرف آن دو را به هم می پیوندد و مفهوم مبادله را به وجود می آورد ولی در قرض چنین رابطه ای وجود ندارد، وام دهنده مالی (مانند زمین، ملک، آپارتمان و ..) را تملیک می کند و در برابر وام گیرنده نسبت به مثل آن، مدیون او می شود و به عبارت دیگر باید بدل آنچه را که گرفته است پس بدهد.

نقل از وکیل و مشاور حقوقی دادگستری و مشاور حقوقی، وکلای شمس

فرق دیه و ارش

دیه : معمولا جبران خسارات بدنی با پرداخت دیه یا ارش است اما، نوع ومیزان خسارت  دیه در قانون  مشخص است ولی میزان خسارت ارش در قانون مشخص نیست .

به عنوان مثال در قانون جبران خسارت قطع شدن یک دست نصف یک دیه کامل است ولی دیه پاره شدن یک تار عصبی در دست در قانون اعلام نشده که در خصوص جبران این نوع خسارت  قاضی دادگاه به نظریه کارشناسی پزشکی قانونی متمسک می شود و پزشکی قانونی معمولاٌ آین خسارت را با درصدی از دیه عضوی بیان میکند و ماده 14 قانون مجازات اسلامی دیه را بدینگونه تعریف کرده است : دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده است،  به عنوان مثال:  دیه قتل غیر عمد

ارش : مطابق ماده 367 قانون مجازات اسلامی  که مشعر است:هر جنایتی که بر عضو کسی وارد شود و شرعاٌ مقدار خاصی به عنوان دیه برای آن تعیین نشده باشد جانی باید ارش بپردازد.

و در ماده 495 همین قانون آمده : در کلیه مواردی که به موجب مقررات این قانون ارش منظور می گردیده با در نظر گرفتن دیه کامله انسان و نوع وکیفیت جنایت، میزان خسارت وارده طبق نظر کارشناس تعیین می شود.

شایان ذکر است که از منظر حقوق مدنی،  ارش کسری است که صورت تفاوت قیمت صحیح و معیوب روز تقویم مال مورد معامله است و مخرج کسر قیمت صحیح روز تقویم می باشد. این کسر هرگاه ضرب در قیمت ثمن روز وقوع عقد شود ارش بدست می آید یعنی حلصل ضرب مزبور را اصطلاحاٌ ارش می گویند

نقل از اعظم شفائی، وکیل و مشاور حقوقی

فایده های وکالت و مشاوره حقوقی

هرشخص در روابط اجتماعی خویش از طریق مشاوره حقوقی و وکالت میتواند به پاره ای از هدفهای خود نایل آید، هدف و انگیزه موکل یا وکیل حسب مورد متفاوت است.

موکل با انتخاب وکیل می تواند از دانش، تجربه و مشاوره حقوقی او و همچنین ازتخصص او، به بهترین وجه استفاده کند.

وکیل نیز به نمایندگی از موکل اعمال حقوقی مورد نظر را انجام می دهد و اجرت دریافت می کند. امروزه وکالت دادگستری به صورت یک حرفه در آمده و تخصصی با ارزش محسوب می شود.

باید توجه داشت که وکالت منحصر به وکالت دادگستری نیست،  بلکه در هر امری که موکل بتواند آنرا به جا آورد می تواند به دیگری وکالت دهد (مستفاد از ماده 662 ق . م) به طورکلی (ممکن است طرفین (قرارداد) یا یکی از آنها به وکالت  از غیر اقدام بنماید و نیز ممکن است یک نفر به وکالت از طرف متعاملین این اقدام به عمل آورد ) (ماده 198 ق.م)

علاوه بر قراردادها در ایقاعات نیز می توان از وکالت استفاده کرد در پاره ای از موارد عقد جایز وکالت و طبع اولیه آن نظر طرفهای قرارداد را تامین نمی کند،  زیرا هریک از موکل و وکیل می توان آنرا برهم بزند، بدین منظور و به انگیزه ایجاد یک رابطه پایدار و غیرقابل فسخ برخی به وکالت بلاعزل یا به وکالت بدون استعفا روی می آورند.

مثلاً در حقوق ایران اختیار طلاق دست زوج است (ماده 1133 ق . م) زوجه می تواند با اشتراط وکالت در ضمن عقد ازدواج وکیل زوج شود ماده 1119 ق . م مقرر می دارد (طرفین عقد ازدواج میتوانند هرشرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید که زندگانی آنها غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد) دراین گونه موارد وکیل دادگستری با استفاده از وکالت می تواند به پاره ای هدفهای خویش نایل آید و این چنین عقد وکالت برای او مفید واقع می شود.

نحوه درخواست تغییر نام شناسنامه

مقررات تغییر نام شناسنامه:
متقاضی می تواند در صورتیکه نام وی مشمول یکی از موارد زیر باشد تقاضای تغییر یا اصلاح نماید:
الف – تغییر نام:
1- نامهایی که در تعارض با باورها، ارزش ها و اعتقادات اسلامی یا ملی است.
2- نامهای مرکب نامناسب که عرفاً یک نام محسوب نمی شوند.
3- نامهایی که مقام یا منصب یا میزان تحصیلات را نشان می دهند.
مانند: شهردار، فرماندار، استاندار، دکتر، مهندس، وکیل و ..
4- القابی که معمولاً برای بزرگداشت به نام کسی اضافه می کنند یا به جای نام او به کار می برند.
مانند: امین الدوله ، احتشام السلطنه، مستوفی الممالک، معبدالملک، ملک الدوله و حاجیه سلطان.
5- نامهایی که فاقد ویژگی نام و معنای مناسب باشند. مانند: افسرده، آفت، عذاب، زشتک
6- نامهایی که معرف صفات مذموم و مغایر با ارزشهای انسانی و منزلت اجتماعی است. مانند: کوچک، چاکر، پالون، جاندار، دختربس و …
7- اسامی مغایر با جنس اشخاص. مانند: آرش برای دختر و نسرین برای پسر و …
8- تغییر نام کسانیکه به موجب تبصره 6 ماده 20 قانون ثبت احوال با تائید مراجع ذیصلاح به دین مبین اسلام مشرف شده باشند.
9- تغییر نام افراد همنام در خانواده. مانند: برادر با برادر، پدر با پسر، خواهر با خواهر، مادر با دختر.

ب – حذف کلمات زائد از اسامی:
– حذف کلمات زائد از نام اشخاص مشروط به مناسب بودن بخش باقیمانده بلامانع می باشند.
– واژه “عبد” کماکان در نامگذاری اشخاص همراه با اسامی و صفات ذات باریتعالی مورد استفاده قرار می گیرد و حذف آن از اسامی و صفات مذکور نظیر: عبدالرحمان، عبدالرحیم ، عبدالخالق، عبدالصمدو …مطلقاً از طریق ثبت احوال ممنوع است.
– حذف واژه “عبد” و “غلام” از نام معصومین علیهم السلام بلااشکال خواهد بود. ضمن اینکه انتخاب نام معصومین علیهم السلام با واژه “عبد” و “غلام” مانند: عبدالمحمد، عبدالعلی، عبدالرضا، غلامعلی،غلامرضا، غلامحسین و … بلامانع است.
– حذف واژه “ابول” از نامهای ابوالفضل، ابوالقاسم و ابوالحسن مجاز نمی باشد.
– حذف واژه “ام” از ترکیبات ام کلثوم، ام البنین، ام لیلا، ام فروه وام سلمه ممنوع می باشد.
– حذف ماههای قمری از نام افراد مشروط به مناسب بودن بخش باقیمانده بلامانع می باشد ولیکن نام ماههای قمری- به جز صفر – به تنهایی قابل تغییر نمی باشند.
– چنانچه بعد از حذف کلمه زائد از نام متقاضی، نام باقیمانده همنام با سایر افراد خانواده گردد متقاضی می بایست نسبت به انتخاب نام مناسب دیگری اقدام نماید.

ج – اصلاح اغلاط املایی :
– تصحیح نام و نام پدر افراد از حیث اشتباهات نگارشی و غلط های املائی با توجه به دستور خط فارسی بلامانع است.

بنابراین درصورتیکه قصد جدی تغییر نام در شناسنامه خود را دارید، بهتر است پیش از اقدام و به جهت جلوگیری از اتلاف وقت، از خدمات مشاوره حقوقی وکلای دادگستری کمک بگیرید تا از نتیجه کار مطمئن شوید.

نقل از وکیل دادگستری و مشاور حقوقی

فواید و معایب تنظیم وصیت نامه

وصیت نامه سری بیشتر فواید وصیت نامه خود نوشت و رسمی را باهم دارد : چنانکه موصی می خواهد پنهان می ماند و همه اشخاص؛ حتی کسانیکه توانایی نوشتن را ندارند  قادر به تنظیم آن هستند . برخلاف وصیتنامه خود نوشت، جزء کاغذهای خصوصی موصی باقی نمی ماند و به اداره رسمی سپرده می شود و از حوادث  و تزویرها مصون می ماند .
با وجود این، در عمل کمتر از این نوع وصیت نامه استفاده می شود، زیرا دارای تشریفات پیچیده ای است که حوصله مردم عادی بیرون است . به همین جهت، آنانکه مایلند وصیتشان پنهان بماند وصیتنامه خود نوشت را ترجیح می دهند و آن را نزد دوستی مورد اعتماد به امانت می سپارند، کسانی هم که می خواهند سند رسمی مصون از دسترسی داشته باشند، تنظیم وصیت نامه رسمی را انتخاب میکنند.

بنابراین بهتر است جهت تنظیم وصیت نامه، از خدمات مشاوره حقوقی وکلای دادگستری در این زمینه کمک بگیریم.

نقل از وکیل دادگستری و مشاور حقوقی، سایت وکالت
 

آشنایی با شرکتها

بدون تردید در دنیای امروزی بخش عظیمی از مشارکتهای اقتصادی، در غالب شرکتهای تجاری فعال می باشند وشرکتهای تجاری به راندمان فعالیتهای اقتصادی موثر است و به همین دلیل است که علاوه بر افراد مردم،  دولتها نیز فعالیت اقتصادی خود را درقالب شرکتها ارائه میدهند .

اما شرکتها انواع گوناگونی دارد یعنی علاوه بر اسامی شرکتهایی مانند شرکت سهامی وغیره که در قانون تجارت احصاء شده  شرکتهایی وجود دارد که با قوانینی خاص  فعالیت دارند که اینگونه شرکتها جز پاره ای ازمقرارت سنتی از قانون تجارت پیروی نمی کنند مانند شرکتهای دولتی که تابع قانون واساسنامه خود هستند و چنانچه مواردی در اساسنامه اشان پیش بینی نشده باشد، از لایحه قانونی ( قانون تجارت مصوب 1347 تبعیت می کنند و حتی شرکتهای وجود دارد که  مختصری از انواع آنها به عنوان مثال می توان نام برد مانند شرکتهای تعاونی (تولید و مصرف در ایران که تابع بخش تعاونی اقتصاد دولت است )، شرکتهای تحت پوشش دولت و شرکتهای وابسته به دولت ، شرکتهای ملی شده و شرکتهای بانک .

محاسن فعالیت تجاری در قالب  شرکتهای تجاری

اگر شخصی به عنوان تاجر بدون مشارکت، فعالیت تجاری نماید او انفرادی درمقابل اشخاص ثالث ، مسولیت بسیار نا محدود دارد یعنی چنانچه  بدهکاراشخاص شود کل داراییش اعم از سرمایه و اموال خصوصی وثیقه پرداخت دیون آنها به طلبکارانش می شود و همین مزیت در کشورهای غربی که مطابق قانونشان می توانند در قالب شرکتهای به اصطلاح تک شریک به تجارت بپردازند، سبب شده که ترجیح دهند که شرکت انفرادی نداشته باشند، زیرا که در این صورت در مقابل طلبکارشان اغلب به میزان سرمایه ای که شریکند در مقابل اشخاص مسئولند .همچنین وقتی موسسه یا مجموعه ای تجاری فقط به یک نفرتعلق دارد، تفکیک مسائل ناشی از گرداندن سرمایه و اداره مجموعه اغلب مطرح نمی  شود و صاحب موسسه به طور مستقل، اختیار به کارگیری و اداره سرمایه  بدون مراجعه به تصمیم اشخاص ثالث را دارد و می تواند هر گونه دخل گرداندن سرمایه  و اداره موسسه در اختیار شخص واحد نباشد.  نمونه بارز این وضعیت را در شرکتهای سهامی می بینیم که در آنها در کنار شرکاء یعنی مالکان شرکت که اداره کنندگان سرمایه اند، مدیران و کارکنان شرکت، اداره موسسه را بر عهده دارند .

نقل از وکیل دادگستری و مشاور حقوقی، سایت وکالت اعظم شفائی